سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

350

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

( 1 ) مجاهد مىگويد : به خدا سوگند كسى در بين مردم نماند مگر او را دشنام داد و بد گفت و از او دورى كرد . ( 2 ) ابن ابى الدّنيا گويد : ابو برزهء اسلمى در نزد يزيد بود گفت : يزيد ! چوب‌دستيت را بردار كه به خدا قسم بارها ديدم رسول خدا ( ص ) دندانهاى حسين را مىبوسيد ! ( 3 ) بلاذرى نقل كرده ؛ آن كسى كه در نزد يزيد بوده و اين سخن را گفته است ، انس بن مالك بود و اين يك اشتباه است از بلاذرى ، زيرا كه انس در كوفه نزد ابن زياد بود كه قبلا گفتيم وقتى كه سر را آوردند او ديد و گريه كرد ! ( 4 ) هشام مىگويد : وقتى كه يزيد اين اشعار را خواند ، على بن حسين ( ع ) به او گفت : « بلكه آنچه خدا فرموده بهتر و سزاوارتر است : « ما أَصابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها » « 1 » پس يزيد گفت : « وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ « 2 » » . ( 5 ) على بن حسين ( ع ) و زنان را به ريسمانها بسته بودند ، پس على فرياد زد : « اى يزيد ! چه گمان دارى اگر رسول خدا ( ص ) ما را به ريسمان بسته و برهنه و عريان سوار بر شتران ، ببيند ؟ ! » هيچ كس از آن افراد مجلس نماند مگر آن كه با شنيدن اين سخن گريست . ( 6 ) ابن ابى الدنيا از حسن بصرى نقل كرده ، مىگويد : يزيد بر سر حسين و جايى را كه رسول خدا ( ص ) آنجا را مىبوسيد ، چوب زد ، آنگاه حسن بصرى به اين شعر تمثّل جست : سميّة أمسى نسلها عدد الحصى * و بنت رسول اللّه ليس لها نسل « 3 » ( 7 ) ابن سعد مىگويد : ابن زياد وسيله مخفر بن ثعلبهء عايدى سر را نزد يزيد فرستاد و يزيد به زنان دستور داد تا براى حسين ( ع ) سه روز عزادارى كنند .

--> ( 1 ) حديد ( 57 ) آيهء 22 : مصيبتى به كسى در زمين نرسد و نه در جانهاى شما مگر آن كه در نوشته‌هاى آسمانى موجود است ، پيش از آن كه آنها را خلق كنيم . ( 2 ) شورى ( 42 ) آيهء 30 : گرفتاريهايى كه به مردم مىرسد به سبب كارهاى خود ايشان است و خداوند از بسيارى از آنها گذشت مىكند . ( 3 ) اولاد سميه به شمار ريگهاى بيابان شد در حالى كه دختر رسول خدا ( ص ) را فرزندى نماند !