سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

343

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

خواند ( و به قولى روز شنبه بود ) كه ما در صفحات پيش نقل كرديم . ( 1 ) فرستادن سرها و اسيران نزد ابن زياد هشام بن محمد ، واقدى و ابن اسحاق مىگويند : آنگاه عمر سعد ، سر حسين و يارانش را با دختران و كودكان بازمانده ، همراه خولى بن زياد اصبحى نزد ابن زياد فرستاد ، در بين اسيران على اصغر « 1 » پسر حسين ( ع ) بود كه بيمار بود ، چون آنان را از كنار پيكر حسين بن على عبور دادند ، زينب دختر على فرياد برآورد : وا محمداه ! درود خداى آسمان بر تو ، اين حسين توست كه برهنه و آغشته به خون افتاده و دخترانت كه اسيرند و اولادت كه كشته شده‌اند ، كودكان اطراف ايشان را گرفته‌اند ، وا محمداه ! زينب با اين سخنان هر دشمن و دوست را گرياند و با سر حسين ( ع ) نود و دو سر را به كوفه بردند . ( 2 ) در مطالب انحصارى بخارى از ابن سيرين نقل شده مىگويد : وقتى كه سر حسين ( ع ) را داخل طشتى مقابل ابن زياد گذاشتند او با چوب‌دستيش به دندانهاى او مىزد و دربارهء زيبايى دندانهايش چيزى گفت ، انس بن مالك در نزد او بود گريست و گفت : وى شبيه‌ترين فرد به رسول خدا بود و با وسمه خضاب كرده بود . نقل كرده‌اند كه با مادهء سياهى خضاب كرده بود ، مورّخان گفته‌اند : اين خضاب ثابت نبود چون آفتاب دگرگون كرده بود . ( 3 ) ابن ابى الدنيا نقل كرده است : كه زيد بن ارقم نزد ابن زياد بود به او گفت : چوبت را بردار به خدا قسم بارها رسول خدا ( ص ) را ديدم كه ما بين اين دو لب را مىبوسيد سپس زيد شروع به گريه كرد ، ابن زياد به وى گفت : خدا چشمانت را بگرياند اگر پيرمرد نبودى كه خرف شده‌اى گردنت را مىزدم ، زيد از جا برخاست در حالى كه مىگفت : اى مردم شما از امروز به بعد بردگانى هستيد كه پسر فاطمه را كشتيد و پسر مرجانه را فرمانروا كرديد به خدا سوگند نيكان شما را خواهد كشت و بدان شما ، شما را به خدمت خواهند گرفت ، دور باد از

--> ( 1 ) در منابع شيعه و مشهور بين ارباب مقاتل با نام على اوسط و يا على بن حسين آمده است و على اصغر به شيرخوارى اطلاق شده كه هدف تير حرمله قرار گرفت و در آغوش پدر جان سپرد - م .