سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

340

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

حضرت اسب تاختند و در پشت او آثار سياهى ديدند علّت آن را پرسيدند ، گفتند : شبها مواد خوراكى را در پشت براى مستمندان مدينه مىبرده است ! يكى چادر فاطمه دختر حسين را برد و ديگرى زيور ( گوشواره ) اش را و لباس زنان و دختران او را نيز بردند . ( 1 ) واقدى گويد : سنان بن انس ( و به قولى شمر ) آمد ، جلو خيمهء عمر سعد ايستاد و گفت : اوقر ركابى فضّة و ذهبا * أنا قتلت السيّد المحجّبا قتلت خير النّاس امّا و ابا * و خيرهم اذ ينسبون نسبا « 1 » عمر سعد پس از شنيدن اين سخنان فرياد زد : مگر ديوانه‌اى ! اگر اين حرفها را ابن زياد بشنود تو را مىكشد . ( 2 ) ابن سعد در طبقات مىگويد : سنان بن انس نخعى ، بر در قصر ابن زياد آمد و اين شعرها را خواند و ابن زياد چيزى به او نداد . ( 3 ) كسانى از اهل بيت كه با وى كشته شدند هشام بن محمد مىگويد : از آل ابى طالب گروهى كشته شدند ، از جمله حسين بن على كه سنان بن انس او را كشت و عبّاس بن على كه زيد بن رقاد او را كشت و برادرانش جعفر ، عبد اللّه و عثمان فرزندان ام البنين كه شرح حال آنها را گفتيم به قتل رسيدند و محمد بن على كه مادرش ام ولد بود و ابو بكر بن على كه مادرش ليلى دختر مسعود بن دارم و على بن حسين بن على ( ع ) يعنى على اكبر كه مادرش ليلى دختر مرّه ثقفيه بود و او را مرّة بن سعد عبدى كشت ، و عبد اللّه بن حسين كه مادرش رباب دختر امرء القيس بود و او را هانى بن ثابت خضرمى كشت ، و على بن حسين كه خردسال به نظرشان رسيد نكشتند « 2 » و ابو بكر بن

--> ( 1 ) ركابم را از طلا و نقره سنگين كن كه من آقاى والامقامى را كشته‌ام ، من بهترين مردم را از نظر مادر و پدر و بهترين همهء مردم را از حيث دودمان و نسب به قتل رسانده‌ام ! ( 2 ) چگونه ناقل خوشباورانه در چند مورد مىنويسد : به خاطر خردسالى نكشتند در حالى كه به شيرخواره رحم نكردند ( ر ك 2 صفحه قبل ) - م .