سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
339
تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )
( 1 ) حسين ( ع ) سرش را لحظهاى پايين انداخت سپس به خود آمد در حالى كه مىگفت : « اكنون جدّم رسول خدا ( ص ) را ديدم كه مىگفت : پسرم صبر كن السّاعه نزد ما مىآيى » و شمر فرياد برآورد ، منتظر چه هستيد ، به او حمله كنيد ، پس حسين ( ع ) سرسختانه ايستاد و جامهء تنگى را پوشيد ، به جانب او شتافتند ، حصين بن نمير با شمشير بر سر او زد و او از مركب افتاد و زرعة بن شريك تميمى ضربتى بر شانهء چپ او زد و آن را جدا كرد و او شروع به گريه كرد « 1 » و سنان بن انس نخعى بر او حمله كرد و نيزهاى بر گلوگاه او زد ، پس فرود آمد و به سر روى زمين افتاد و سپس سر او را بريدند . دربارهء قاتل حسين ( ع ) چند قول مختلف است : اوّل - هشام بن محمد مىگويد : سنان بن انس نخعى است . دوم - حصين بن نمير است كه او را با تيرى زد سپس فرود آمد ، سر او را بريد و سرش را به گردن اسبش آويخت و براى تقرّب به ابن زياد به كوفه برد . سوم - مهاجر بن اوس تميمى . چهارم - كثير بن عبد اللّه شعبى . پنجم - شمر بن ذى الجوشن ، صحيحتر آن كه قاتل حسين ( ع ) سنان بن انس نخعى بوده و شمر بن ذى الجوشن با او مشاركت كرد . ( 2 ) وقتى كه سنان بر حجاج وارد شد ، حجاج از او پرسيد : تو قاتل حسينى ؟ گفت : آرى . گفت : بشارت باد تو را كه تو با او هرگز در يك خانه جمع نخواهيد شد . گويند : از حجاج سخنى بهتر از اين كسى نشنيده بود ! آنگاه زخمهاى بدن حسين را شمردند ، سى و سه زخم نيزه و سى و چهار ضربت شمشير بود و در جامهاش اثر صد و بيست تير يافتند و تمام لباسهايش را غارت كردند حتى شلوارش را بحر بن كعب تميمى برگرفت و پيراهن او را اسحاق بن حويه خضرمى و شمشيرش را قلانس نهشلى و قطيفهاش را قيس بن اشعث كندى و كفشهايش را اسود بن خالد ازدى و عمامهاش را جابر بن يزيد و كلاهخودش را مالك بن بشير كندى برداشت . ( 3 ) عمر سعد گفت : هر كس سر حسين را بياورد هزار درهم جايزه دارد . و نيز عمر گفت : كيست كه اسب روى سينهء حسين بتازد ؟ اين بود كه جمعى ، بر سينه و پشت آن
--> ( 1 ) ملاحظه مىفرماييد در تمام موارد مطالب در هم و مشوّش است و در چند مورد نسبت گريه به امام شجاع داده است كه بىاساس و نارواست - م .