سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

328

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

( 1 ) ابن اسحاق مىگويد : همين كه به شيعيان كوفه خبر رسيد كه حسين ( ع ) در مكّه است و او از بيعت با يزيد خوددارى كرده ، در منزل سليمان بن صرد جمع شدند ، سليمان به ايشان گفت : اى مردم ! حسين ( ع ) از بيعت يزيد خوددارى كرده و شما شيعيان پدر او هستيد پس اگر او را يارى مىكنيد و با دشمنش پيكار مىنماييد پس به او نامه بنويسيد و اگر از ضعف و سستى خود بيم داريد ، آن مرد را فريب ندهيد ! گفتند : نه به خدا سوگند كه ما او را يارى مىكنيم و جانمان را در راه او نثار مىنماييم از اين رو به آن حضرت نامه نوشتند به عباراتى كه در پيش نقل كرديم و نامه را توسط عبد اللّه بن سبع همدانى و عبد اللّه بن وال فرستادند ، آنها در دهم ماه رمضان به خدمت حسين ( ع ) رسيدند و دو روز پس از ايشان ، قيس بن مسهّر صيداوى و عبد الرّحمن بن عبد اللّه ارحبى و عمارة بن عبد اللّه سلولى را گسيل داشتند و به همراه ايشان حدود صد و پنجاه طومار از مردم كوفه بود آنگاه دو روز ماندند و هانى بن هانى سبعى و سعيد بن عبد اللّه حنفى را فرستادند و همراه ايشان نامه‌اى به اين مضمون نوشته بودند : مردم منتظر مقدم شما هستند هيچ نظرى به ديگران ندارند پس زود باش ، بشتاب ! بشتاب ! ( 2 ) شبث بن ربعى ، حجار بن ابحر ، زيد بن حرث ، عروة بن قيس و ديگران به وى نوشتند : بارى ، اين ناحيه سرسبز و ميوه‌ها رسيده است پس بيا ! زيرا تو بر سپاهى وارد مىشوى كه براى تو آماده است ، و السّلام . ( 3 ) همهء اين فرستاده‌ها در مكه نزد وى جمع شدند ، در اين هنگام مسلم بن عقيل را سوى ايشان فرستاد و به همراه او نامه‌اى نوشت كه برادر ، پسر عمو و مورد اعتمادم از خاندان خودم را به سوى شما فرستادم و دستور دادم كه از حال شما براى من بنويسد ، اگر به من نوشت كه نظر همهء شما و خردمندانتان بر من جمع است همان گونه كه فرستاده‌هاى شما پيشنهاد كردند نزد شما خواهم آمد اگر نه نخواهم آمد ، و السّلام . ( 4 ) سپس مسلم بن عقيل را خواست و او را با قيس بن مسهّر صيداوى و عمارة بن عبد اللّه سلولى و عبد الرحمن بن عبد اللّه ارحبى گسيل داشت و دستور داد جريان را مخفى بدارد ، مسلم راهى كوفه شد وقتى كه به كوفه رسيد به منزل مختار بن ابى عبيدهء ثقفى وارد شد ، شيعيان نزد وى آمدند پس نامهء حسين ( ع ) را براى آنها خواند ، همهء آنها با شنيدن نامهء آن