سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

320

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

نابوديش قطعى است و فردا با شمشير كشته خواهد شد امّا دربارهء حسين ( ع ) دوست دارم كه از آنچه اتفاق افتاده ، عذر شما اهل بيت را بپذيرم در حالى كه به من خبر رسيده است كه افرادى از شيعيان وى از مردم عراق با او مكاتبه مىكنند و ايشان او را به خلافت وامىدارند و او ايشان را به فرمانروايى خود اميدوار مىسازد در حالى كه شما رابطهء خويشى بين ما و خودتان و احترام زياد و نتايج خويشاوندىها را به خوبى مىدانيد در حالى كه حسين ( ع ) اين را قطع كرده و از بين برده است و تو رهبر اهل بيت و بزرگ مردم آن ديارى ، با او ملاقات كن و از تلاشى كه در راه تفرقه دارد بازگردان ! و اين امّت را از آشوب حفظ كن ، اگر اين پيشنهاد را قبول كرد و به سوى تو بازگشت كرد ، براى او نزد من امان و كرامت زيادى است و من همان رفتارى را با او خواهم كرد كه پدرم با برادرش كرد و اگر بيش از اين هم بخواهد هر چه شما مصلحت بدانيد ضمانت كنيد در پيشگاه خدا ، من هم اجرا خواهم كرد و براى او اقدام خواهم كرد و قسمها و پيمانهاى محكم با او ببند تا اطمينان پيدا كند و در هر مورد بر آن اعتماد ورزد ، در پاسخ نامه‌ام تعجيل كن ، هر نيازى داشته باشيد برآورده مىسازم ، و السّلام . ( 1 ) هشام بن محمد مىگويد : يزيد در ذيل نامه نوشت : يا ايّها الرّاكب الغادى لمطيته * على عذافرة فى سيرها قحم أبلغ قريشا على نأى المزار بها * بينى و بين الحسين الله و الرّحم و موقف بفناء البيت أنشده * عهد الإله غدا يوفى به الذّمم هنيتم قومكم فخرا بأمّكم * امّ لعمرى حسان عفّة كرم هى الّتى لا يدانى فضلها احد * بنت الرّسول و خير الناس قد علموا إنى لأعلم أو ظنّا لعالمه * و الظنّ يصدق احيانا فينتظم ان سوف يترككم ما تدّعون به * قتلى تهاداكم العقبان و الرّخم يا قومنا لا تشبّوا الحرب اذ سكنت * و أمسكوا بجبال السّلم و اعتصموا قد غرّت الحرب من قد كان قبلكم * من القرون و قد بادت بها الأمم فانصفوا قومكم لا تهلكوا أبذخا * فربّ ذى بذخ زلّت به القدم « 1 »

--> ( 1 ) اى آن كه بامدادان سوار بر مركب خويش : بر شتر تند روى كه در حركتش شتابان است به مردم قريش كه از