سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
308
تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )
( 1 ) منظور دعبل از عبارت « قبور بكوفان » همان كوفه است كه نام اصلىاش كوفان يعنى شن سرخ است و به اين نام ياد شده است ، و منظور از « طيبة » مدينه است كه رسول خدا ( ص ) آنجا را به اين نام ناميد ، و فخ نام درهاى است كه محمد بن حنفيّه در آنجا بود ،
--> يعنى : آموزشگاههاى آيات قرآن ، از تلاوت آن تهى شده و سراهاى نبوّت و وحى به ويرانى گراييده است . خاندان رسول خدا ( ص ) در خيف منى و در كنار كعبه ، عرفات ، در صفا و مروه خانهها داشتند . خانههايى كه به على ( ع ) ، حسين ( ع ) ، جعفر ، حمزه و سجّاد ذو الثّفنات ( كسى كه از زيادى سجده مواضع سجدهاش پينه بسته بود ) تعلّق داشت . مگر نمىبينى كه من سى سال تمام ، روز و شب به طور مداوم اشك حسرت مىبارم . مىبينم حقوق آنها در ميان ديگران تقسيم مىشود در حالى كه دست ايشان از آن حقوق و اموال خالى است . خاندان رسول خدا لاغراندام و نحيف ولى دودمان زياد ستبر گردنند . دختران زياد در كاخها پردهنشينند در حالى كه دختران رسول خدا ( ص ) اسير بيابانها هستند . ( اى آل رسول ! ) من به مهر شما دوران روزگار را دوست مىدارم و دست از همسر و دخترانم برمىدارم . و محبت خود را از بيم دشمن بدسگال و ناهنجار كه با طرفداران موجود حق بدرفتار است ، پوشيده مىدارم . و من اگر بدانچه امروز و فردا واقع مىشود ، اميدوار نبودم ، دلم از حسرت مصائب خاندان پيامبر پاره پاره شده بود . آرى اميد من به قيام امامى است كه ناگزير ظهور خواهد كرد و با نام خدا با انواع بركات قيام خواهد نمود . حق و باطل را از هم جدا مىنمايد و به نعمت و نقمت پاداش ( نيكوكاران ) و كيفر ( بدكاران ) را مىدهد . پس اى نفس ! شاد و خرّم باش كه آنچه بايد اتّفاق بيفتد چندان دور نيست . بايست تا از خانههاى بىصاحب بپرسيم كه از چه زمانى روزگار نمازها و روزههاشان به سر آمده است ؟ ! كجا رفتند آنهايى كه غربت و دورى از وطن ، در اين طرف و آن طرف پراكندهشان كرد ؟ آنهايى كه در وقت نسبت و خويشاوندى ميراث خوار پيامبر ( ص ) و بهترين سروران و پشتيبانان خلق بودند . قبر برخى از آنان در كوفه و بعضى ديگر در مدينه و مزار بعضى در فخ ( محلى نزديك مكه ) است درودها نثارشان باد ! و آرامگاه ديگرى در سرزمين جوزجان و آرامگاهى در باخمرى ( محلى در عراق ) در جاهاى غربت . و قبرى هم در بغداد است كه از آن جان پاك و پاكيزهاى كه خداوند رحمان او را در غرفههاى بهشت غرق رحمت خود كرده است . اما نفوسى كه من به كنه صفات ايشان چنان كه بايسته است نمىرسم ، جانهاى پاك شهيدانى است كه آرامگاهشان ميان دو نهر ( فرات و دجله ) در كربلا به نزديك شط فرات است . حوادث روزگار آنان را پراكنده كرد ولى همان گونه كه مىبينى آنان را خاكى مشك بار و بارگاههايى پربركت است . در حالى كه بعضى از آنها در حجون ( محلهاى در مكه ) و بين مردم آنجا همهساله بخششها داشتند و شترها سر مىبريدند . هرگاه روزى بخواهند افتخاراتشان را بر شمارند ، محمد ( ص ) ، جبرئيل و قرآن را با همه سورههايش نام خواهند برد . در محبت دودمان پيامبر ( ص ) از ملامت و سرزنش من دست بردار كه ايشان دوستان و نقطهء اتّكاء هميشگى من هستند . من آنان را به خاطر رشد و هدايت خويش انتخاب كردهام زيرا آنها در همه حال بهترين بهترانند . پروردگارا بر بينش و باور من بيفزا و محبت ايشان را بر حسنات من افزون كن . جانم فداى پير و جوانتان باد كه شما آزاد كنندگان بندگان و دهندگان ديهء آنها هستيد . من در دنيا و ايام زندگانى دنيا بيمناك بودم ولى به امان و آسايش آخرت اميدوارم .