سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

301

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

على بن حسين مادرش ام ولد است كه در ميان شما نظير ندارد و نه مثل فرزندش جعفر كسى وجود دارد در حالى كه مادر وى ام ولد است . ( 1 ) و اما اين كه گفتيد شما پسران رسول خداييد ، خداى تعالى مىفرمايد : « ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ » « 1 » و شما پسران دختر او هستيد و او هر چند كه نور چشم پيامبر بود جز اين كه ميراث پيامبر و ولايت به او نمىرسد و امامت و قضا بر او جايز نيست مگر نه اين است كه اجماع بر اين است كه جد يعنى پدر مادر و خالو و خاله با وجود فاميل پدرى ارث نمىبرند « 2 » ( 2 ) و اما افتخارى كه به سابقه و فضيلت على كردى من آن را رد نمىكنم جز اين كه رسول خدا ( ص ) به هنگام وفاتش به كسى ديگر دستور داد تا به جاى او نماز بخواند و او يكى از شش نفر شورا بود و او را واگذاشتند و عبد الرحمن بن عوف عثمان را بر او مقدّم داشت و عثمان كشته شد در حالى كه وى متّهم به قتل عثمان بود و سعد و اصحاب بزرگ مثل عبد اللّه بن عمر ، اسامة بن زيد و ديگران از بيعت با وى خوددارى كردند و طلحه و زبير و عايشه با او جنگيدند و درهاى خلافت را به روى او بستند ، ( 3 ) سپس به هر صورت به خاطر خلافت مبارزه كرد ولى اصحابش از اطراف او پراكنده شدند و پيروانش پيش از داستان حكميّت و پس از آن دربارهء ( حقانيّت ) او ترديد كردند « 3 » تا آنجا كه گروهى از ايشان با وى جنگيدند و پس از آن كه حكمين حكم كردند ، به حكم آنها راضى شد و بر آن عهد و پيمان بست در حالى كه آن دو بر كنار زدن وى از خلافت هم قول شدند و پس از او جدّت حسن آمد و در برابر چند جامه و چند درهم خلافت را فروخت « 4 » و خود به حجاز رفت و امر خلافت را به نااهل واگذاشت و مالى را از راه غير حلال دريافت كرد بنا بر اين اگر شما حقّى در خلافت داشتيد آن را فروختيد و بهاى آن را گرفتيد ، ( 4 ) سپس عمويت حسين ( ع ) بر

--> ( 1 ) سورهء احزاب ( 33 ) آيهء 40 : محمد ( ص ) پدر هيچ يك از مردان شما نبود ، ولى رسول خدا . . . ( 2 ) البته منظور اجماع عامه است زيرا در مذهب اهل بيت ( ع ) تعصيب باطل است و عصوبت از موجبات ارث نيست - م . ( 3 ) منظور گروهى از مقدّس مآبها بودند كه گفتند : « انّا شككنا فى هذا القتال » يعنى ما در جنگ بين على و معاويه شك داريم نمىدانيم حق با كدام است و پس از حكميّت نيز گروه خوارج كه در برابر آن حضرت ايستادند - م . ( 4 ) از مثل منصور دوانيقى اين تعبيرات دور از انتظار نيست ، كسى كه آن همه جنايت و آدم‌كشى مىكند از سبّ و هتك اهل بيت باكى ندارد - م .