سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

287

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

( 1 ) شعبى مىگويد : معاويه او را فريب داد و گفت : تو حسن را مسموم كن تو را به همسرى يزيد در مىآورم و صد هزار درهم نيز به تو مىدهم ، همين كه حسن ( ع ) از دنيا رفت ، جعده كسى را نزد معاويه فرستاد از او مىخواست كه به وعده‌اش وفا كند ، معاويه صد هزار درهم را براى او فرستاد و گفت : من يزيد را دوست دارم و آرزوى زنده ماندن او را دارم اگر چنين نبود تو را به همسرى او در مىآوردم ! ( 2 ) شعبى مىگويد : مصداق اين گفته آن است كه حسن ( ع ) به هنگام وفاتش ، از كار معاويه اطلاع يافته بود ، مىفرمود : زهرش كارگر افتاد و به آرزويش رسيد ولى به خدا سوگند كه او به وعده‌اى وفا نخواهد كرد و در گفته‌اش صادق نيست . ( 3 ) جدّم در كتاب « الصّفوه » نقل كرده ، مىگويد : يعقوب بن سفيان در تاريخ خود مىگويد : جعده كسى بود كه حسن ( ع ) را زهر داد و شاعر در اين باره مىگويد : تغر فكم لك من سلوة * تفرج عنك غليل الحزن بموت النّبى و قتل الوصى * و قتل الحسين و سمّ الحسن « 1 » ( 4 ) ابن سعد در « طبقات » مىگويد : معاويه چندين بار حسن ( ع ) را مسموم كرد زيرا كه آن حضرت با برادرش حسين ( ع ) به شام مىرفت . ( 5 ) ابو نعيم مىگويد : محمد بن على از ابو عروبهء حرّانى و او از سليمان بن عمرو بن خالد به نقل از ابن عليه از قول عمير بن اسحاق نقل كرده مىگويد : من با مردى در مرض موت براى عيادت حسن ( ع ) شرفياب شديم ، فرمود : « اى فلان از من حاجتى بخواه ! » او گفت : نه به خدا قسم از شما حاجتى نخواهم خواست تا خدا به شما عافيت دهد ، فرمود : « درخواست كن پيش از آن كه نتوانى درخواست كنى كه بخشى از جگرم پاره پاره شده ، مرا بارها مسموم كرده‌اند ولى هيچ‌گاه مثل اين مرتبه نبوده است » مىگويد : فردا به خدمت آن حضرت رسيدم در حالى كه داشت جان مىداد و حسين ( ع ) بالاى سرش بود ، عرض كرد : « برادر ! چه كسى به شما زهر داده است ؟ » فرمود : « چرا مىپرسى مگر مىخواهى او را بكشى ؟ عرض كرد :

--> ( 1 ) مغرور مىشوى ، چه بسا براى تو باعث تسلى است ، و اندوه فراوانى را از تو مىزدايد ! با رحلت پيامبر ( ص ) و شهادت وصى پيامبر ( على ( ع ) ) و شهادت حسين ( ع ) و مسموم شدن حسن ( ع ) .