سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

285

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

بن عبد اللّه بن خطيب در موصل خواندم ، مىگويد : پدرم : أبو الفضل عبد اللّه بن احمد و عمويم عبد الرحمن بن احمد بن محمد طوسى از قول حاجب ابو الحسن على بن محمد بن على علاف و او از عبد الملك بن محمد بن بشران از ابو العبّاس احمد بن ابراهيم كندى به سال سيصد و پنجاه و سه ، در مكه داخل مسجد الحرام ، بر او خواندم ، گفت : أبو بكر محمد بن جعفر بن سهل خرايطى صاحب كتاب « اعتلال القلوب » از قول ابو زيد عمرو بن شيبه از ايوب بن عمرو غفارى و او از دائيش محمد بن عماره غفارى نقل كرده ، مىگويد : عبد اللّه بن عمر همسرش دختر سهيل بن عمرو را طلاق داد آن زن به مدينه آمد و همراه او دخترش و گوهرى امانتى از ابن عامر بود ، حسن ( ع ) با آن زن ازدواج كرد ( 1 ) بعدها ابن عامر آهنگ عمره كرد و به مدينه آمد ، حسن ( ع ) را ديد ، عرض كرد : اى ابو محمد به دخترم سهيل كارى دارم ، اجازه بفرماييد او را ببينم ، حسن به همسرش فرمود : « لباست را بپوش ، اينك ابن عامر اجازهء ديدن تو را دارد » ابن عامر وارد شد و از آن امانتش پرسيد ، آن زن دخترش را آورد در حالى كه انگشترى ابن عامر در دست وى بود ، ابن عامر به آن زن گفت : يك سوم آن را بردار آن زن گفت : من هرگز امانتى را كه به من سپرده بودند براى نگهداريش چيزى نمىگيرم ، ابن عامر گفت : دخترم بزرگ شده است دوست دارم كه او را به من واگذارى ! آن زن و دخترش با شنيدن اين سخن گريستند ، ابن عامر دلش به حال آنها سوخت ! حسن ( ع ) فرمود : « آيا شما به يكديگر علاقه‌منديد ؟ به خدا كه محلّلى « 1 » بهتر از من نيست ! » ابن عامر شرمنده شد و گفت : به خدا سوگند كه من او را هرگز از نزد شما نمىبرم ، حسن ( ع ) متكفّل او بود تا از دنيا رفت . ( 2 ) شعبى مىگويد : حسن ( ع ) زنى را طلاق داد و ده هزار درهم براى او فرستاد او گريه كرد و گفت : « متاع اندكى است از دوستى جدا شده ! » وقتى كه خبر به حسن ( ع ) رسيد ، فرمود : « اگر او رجوع كند من رجوع خواهم كرد ! » ( 3 ) ابن سعد در « طبقات » مىگويد : زنانى كه از حسن ( ع ) جدا شدند به چهار زن آزاد

--> ( 1 ) در صورتى كه مردى سه بار ، همسرش را طلاق دهد ، زن پس از پايان عدّه بايد با مرد ديگرى ازدواج كند اگر نه با همسر قبلى نمىتواند ازدواج كند ، اگر آن مرد طلاق داد پس از عده با مرد اول مىتواند مجددا ازدواج كند ، مردى را كه در بين طلاق سوم مرد اول و ازدواج بعدى قرار گرفته ، محلّل مىگويند - م .