سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
248
تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )
على ( ع ) به عايشه رسيد ، گفت : فألقت عصاها و استقرت بك النّوى * كما قرّ عينا بالإياب المسافر « 1 » سپس پرسيد : چه كسى او را كشت ؟ گفتند : مردى از قبيلهء مراد ، گفت : فإن يك هالكا فلقد نعاه * نعىّ ليس فى فيه التّراب « 2 » مردم بر او خرده گرفتند و زينب دختر سلمة بن ابى سلمه گفت : آيا دربارهء على ( ع ) چنين سخنى را مىگويى ؟ جواب داد من فراموش كردم ، آنها به خاطرم آوردند ! كسانى او را مرثيه گفتند ، ( 1 ) از جمله ابو الاسود دؤلى در مرثيهء آن حضرت چنين گفت : الا أبلغ معاوية بن حرب * فلا قرت عيون الشّامتينا أ في شهر الصّيام فجعتمونا * بخير النّاس طرّا أجمعينا قتلتم خير من ركب المطايا * ببرّ خير من ركب السّفينا و من لبس النّعال و من تمسّك * بالسّبع المثانى و المئينا لقد علمت قريش حيث كانت * بانّك خيرها حسبا و دينا إذا استقبلت وجه ابى تراب * رأيت البدر حار النّاظرينا « 3 » ( 2 ) احمد در مسند به نقل از وكيع از قول ابو اسحاق و او از هبيره نقل كرده ، مىگويد : پس از شهادت على ( ع ) حسن بن على ( ع ) خطبه خواند و فرمود : « شما ديروز مردى را از دست داديد كه در ميان پيشينيان نظير نداشت و متأخّران همانند او را نديدهاند . كسى كه رسول
--> ( 1 ) آن زن چوبدستيش را فرو هشت و در خانه فرود آمد و آرامش يافت چنان كه پوينده از راه دور فرا مىرسد و چشمش روشن مىگردد . ( 2 ) اگر كسى كه گزارش مرگش را آورد . هلاك شده است خاك بر دهانش مباد ! ( 3 ) هان از من به معاوية بن حرب پيام برسان مبادا كه چشم سرزنش گران شاد گردد . آيا در ماه روزه ، داغ بهترين همگى و همهء مردم را بر دل ما نهاديد و ما را سوگوار ساختيد ؟ شما بهترين كسى را كشتيد كه بر مركبها سوار و بهترين كسى كه بار بر مركبها نهاده بود . و بهترين كسى كه به كشتى درنشسته و بهترين كسى كه كفش در پاى كرده باشد . بهترين كسى كه آن را اندازه گرفته و بريده است و بهترين كسى كه به نخستين سورهء قرآن تمسّك جسته و صد پارهء آن را خوانده است . قرشيان در هر جا كه باشند مىدانند كه تو از نظر نژاد و آيين بهترين آنهايى ، و چون به استقبال سيماى ابو تراب شتابى ببينى كه چشم بينندگان را خيره مىسازد .