سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
235
تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )
( 1 ) سخن على ( ع ) به هنگام مبارزه با عمرو بن عبد ود : عمرو ، روز خندق به ميدان آمد و مسلمانان را به مبارزه طلبيد و كسى به ميدان او نرفت ، عمرو گفت : و لقد بححت من النّداء * لجمعكم هل من مبارز و وقفت اذ جبن الشجاع * مواقف القرن المناجز انّى كذلك لم أزل * متسرّعا نجو الهزاهز إنّ الشجاعة للفتى * و الجود من خير الغرائز « 1 » ( 2 ) رسول خدا ( ص ) با شنيدن اين سخنان فرمود : يا على برخيز و به سمت وى برو و اين ذو الفقار را برگير ! و براى على ( ع ) دعا كرد و او به ميدان رفت در حالى كه مىگفت : لا تعجلن فقد اتاك * مجيب صوتك غير عاجز ذو نيّة و بصيرة * و الصّدق منجى كل فايز انّى لأرجو ان اقليم * عليك نائحة الجنائز من ضربة نجلاء يسمع * عندها صوت الهزائز « 2 » ( 3 ) سپس چند ضربت شمشير رد و بدل شد تا اين كه على ( ع ) او را از پا در آورد و برگشت در حالى كه مىگفت : أعلى يقتحم الفوارس هكذا * و تنوء عنها أسرتى و صحابى اليوم يمنعنى الفرار حفيظتى * و مصحم فى الرّاس ليس تبابى علم بن عبد حين ابصر صارمى * يهتزّ انّ الأمر غير لعاب
--> ( 1 ) از بس شما را فرياد زدم و مبارز طلبيدم گلويم آزرده شد . و بازايستادم زيرا در مقابل قهرمان مبارز ، شخص دلاور نيز ، ترسو مىشود ! من همچنان به سوى خروشها مىشتابم براستى كه شجاعت و بخشندگى براى جوانمرد از بهترين خصلتهاست . ( 2 ) اى عمرو ! عجله مكن كه براستى پاسخگوى نعرهء تو در حالى كه ناتوان نيست ، به مقابلهء تو آمد با نيّت و عزمى درست و با بصيرت و آگاهى ، و راستى نجات دهندهء هر شخصى پيروز است . همانا من اميدوارم كه نوحهگران و ندبه كنندگان بر جنازهها را بر تو ، فراهم آورم ! با ضربتى سخت كه در اثر آن ضربت ، صداى هياهو و شور و غوغاها به گوشها برسد .