سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

233

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

( 1 ) در نكوهش زمان و دوستان مىفرمايد : هذا زمان ليس اخوانه * يا ايّها المرء باخوان اخوانه كلّهم ظالم * له لسانان و وجهان يلقاك بالبشر و فى قلبه * داء يواريه بكتمان حتى إذا ما غبت عن عينه * رماك بالزّور و بهتان هذا زمان هكذا اهله * تغرّ عن رؤية انسان « 1 » ( 2 ) دربارهء مكارم اخلاق مىفرمايد : ان المكارم اخلاق معدّدة * فالعقل اوّلها و العلم ثانيها و الصّبر ثالثها و العرف رابعها * و العفو خامسها و الصبر ساديها و العين تخبر عن عينى محدّثها * إن كان من حزبها او من أعاديها و النّفس تكلف فى الدنيا و قد علمت * إنّ السلامة فيها ترك ما فيها « 2 » ( 3 ) مردى به على ( ع ) گفت : صبرم لبريز شد ، مرحمتى كن ، فرمود : چيزى بگويم و يا چيزى بدهم ؟ عرض كرد : سخن شما محبوبتر است از آن كه چيزى بدهى ، فرمود : إن عضّك الدّهر فانتظر فرجا * فانّه نازل بمنتظره او مسّك الضّر او بليت به * فاصبر على يسره و فى عسره ربّ معا فى على تهوّره * و مبتلى لا ينام من حذره و آمن فى عشاء ليلته * دبّ اليه البلاء فى سحره

--> ( 1 ) اى انسان ! ( به هوش باش كه ) اين زمان ، دوستانش ، دوست نيستند دوستانش همگى جفاپيشه‌اند ، دو زبان و دو رو هستند با چهرهء باز برخورد مىكنند اما در دلشان دردى پوشيده را پنهان مىدارند تا به مجرد اين كه از جلو چشمشان كه دور شدى به تهمت و بهتان تو را متّهم مىسازند اين روزگار ، زمانى است كه مردمانش چنين هستند ، از ديدن ظاهر آدمى گول مىخورى ! ( 2 ) همانا مكارم اخلاق را برشمرده‌اند : اول آنها عقل و فهم است ، دوم علم و دانش ، سوم صبر و پايدارى ، چهارم كار نيك ، پنجم گذشت و بهترين آنها همان صبر و پايدارى است . و هر چشمى خبر از كارهاى تازهء چشمان ديگر مىدهد ، چه از سنخ آنها و از گروه آنها باشد و يا دشمن آنها . و هر كسى در دنيا خودش را به زحمت مىاندازد با اين كه مىداند سلامتى در دنيا در گرو ترك دنياست .