سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

222

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

كفشى به او داد ، او پوشيد و او را به مردان ملحق كرد . وقتى كه علت را پرسيدند ، فرمود : من از داستان حضرت حواء گرفتم كه دنده‌هاى او در هر طرفى هفده عدد بود در حالى كه دنده‌هاى مرد يكى بيشتر است از اين رو او را ضميمهء مردان كردم « 1 » . ( 1 ) سخنان منظوم على عليه السلام مطالبى را كه چون درهاى پراكنده در علوم مختلف ( به صورت نثر ) از راه تلاش به آن دست يافته‌ايم نقل كرديم اينك بر آنيم كه آنچه از درهاى به رشته كشيده ( اشعار ) به دست ما رسيده است آنها را نقل كنيم پس مىگوييم : از اشعارى كه به على ( ع ) نسبت داده‌اند ، جماعتى از جمله ابراهيم بن محمد علوى و ابو القاسم خطيب موصلى و عمر بن صافى و ديگران به اسناد خود از استادان خود در علوم و فنون مختلف از فضايل و مناقب بىنظير نقل كرده‌اند كه از آن جمله وقتى كه با وليد بن عتبه در روز جنگ بدر مواجه شد و او را به قتل رساند ، فرمود : أ لم تر أنّ اللّه أبلى رسوله * بلاء عزيز ذى اقتدار و ذى فضل بما انزل الكفّار دار مذلّة * فذاقوا هوانا من إسار و من قتل و امسى رسول اللّه قد عزّ نصره * و كان رسول اللّه أرسل بالعدل فجاء ببرهان من اللّه نيّر * مبيّنة آياته لذوى العقل فآمن اقوام بذاك و أيقنوا * فأمسوا به حمد اللّه مجتمع الشّمل و انكر اقوام فزالت عقولهم * و زادهم الرّحمن خبلا على خبل و امكن منهم يوم بدر رسوله * و قوما غضابى فعلهم احسن الفعل بايديهم بيض خفاف جفونها * و قد زيّنوها بالجلاء و بالصّقل فكم جدلوا من دائصة ذى حميّة * صريعا و من شيخ كبير و من كهل

--> ( 1 ) در نسخه‌اى آمده است كه شريح پرسيد : از كجا اين مطلب به شما رسيد ؟ فرمود : از داستان آدم و حوا استنباط كردم كه آدم در سمتى 18 دنده داشت و حوّا را از دندهء چپ او آفريدند ، پس دنده‌هاى مرد يكى از زن بيشتر است و از اين رو او را به مردان ملحق ساختم .