سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

210

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

رسيده‌اى و اعمالت را فرداى قيامت بر تو عرضه مىكنند در آن جايگاه و الا كه هر كس فرصت توبه را از دست داده آرزوى رهايى دارد ولى ديگر هنگام فرار نيست » . ( 1 ) ابن عبّاس در پاسخ نوشت : هرآينه اگر من خدا را با تمام آنچه روى زمين و داخل زمين است ملاقات كنم محبوبتر است از اين كه با خون يك فرد مسلمان ، خدا را ملاقات كنم . على ( ع ) در جواب او نوشت : « امّا خونهايى كه تو اشاره كرده‌اى ، تو تا ساق دستهايت در آنها فرو رفتى و تلاش خود را در ريختن آنها به كار بستى ، بهرهء خود را در مباح كردن آنها قرار دادى و نظرات خود را از آنها به دور نگهداشتى ! و اكنون اگر خجالت نمىكشى هر كارى مىخواهى بكن ! » ابو أراكه مىگويد : سپس ابن عبّاس پشيمان شد « 1 » و از على ( ع ) عذر خواهى كرد و امير المؤمنين ( ع ) عذر او را پذيرفت . و بعضى گفته‌اند كه وى به كوفه برگشت ولى قول صحيح آن است كه وى همچنان در مكه بود تا آن سالى كه على ( ع ) به شهادت رسيد و چون امام حسين به شهادت رسيد ابن عبّاس همواره بر او مىگريست تا آنجا كه بيناييش را از دست داد . ( 2 ) عكرمه گويد : ابن عبّاس شنيد كه گروههايى به على ( ع ) بد مىگويند ، گفت : واى بر شما آيا مردى را چنين نام مىبريد كه صداى پاى جبرئيل را بالاى خانه‌اش مىشنيد ، بيقين خداوند اصحاب پيامبرش را در قرآن سرزنش كرده ولى از على جز به نيكى ياد نكرده است . ( 3 ) سخن امام دربارهء سختيها ابو أراكه مىگويد : من از على ( ع ) شنيدم كه مىفرمود : « گرفتاريها و غمها پايانى دارند كه بدان جا منتهى مىگردند پس راه عاقل آن است كه در نزد آنها ايستادگى كند تا زمان آنها پايان پذيرد زيرا كه به كار بستن راه چاره در پايان دادن آنها غمى روى غمهاست » . ( 4 ) و على « 2 » ( ع ) وقتى كه شنيد مردى دنيا را نكوهش مىكند فرمود : « اى كسى كه دنيا را

--> ( 1 ) در نسخه‌اى آمده است : بعدها ابن عبّاس پشيمان شد و از مكه براى عرض معذرت به نزد مولى امير المؤمنين برگشت و گفت اموال را بين مستحقان تقسيم كرده است . صحيح آن است كه ابن عبّاس تا شهادت على در مكه ماند . ( 2 ) در نسخه‌اى آمده است كه حسن ( ع ) فرمود : پدرم شنيد مردى . . .