سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
197
تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )
برقرار است » . سپس فرمود : « آگاه باش ! اينجا ( در حالى كه به سينهاش اشاره مىكرد ) علم فراوان است » . آنگاه فرمود : « آرى به امينى برخوردم كه مطمئن نيستم زيرا او دستافزار دين را براى دنيا به كار مىبرد و به نعمتهاى خدا بر بندگانش برترى مىجويد و براى او حجابى در برابر كتاب خدا مىشود و يا دشمن اهل حق مىگردد ، با اوّلين شبههاى كه رو دهد ، شك و ترديد در دل او پيدا مىشود ، بدان كه نه اين و نه آن ، بلكه ( اينان ) در لذت و خوشى زياده روى كرده و به آسانى پير و شهوت و خواهش نفس مىگردند و يا آن كه شيفتهء گردآورى و انباشتن مالند . در هيچ حال نگهدار دين نيستند به چهار پايان علفخوار شبيهترند ، در چنين روزگارى علم و دانش با مرگ حاملانش مىميرد . بار خدايا ! آرى زمين خالى از حجّت نمىماند كه دين خدا را برپا دارد تا حجّتها و دليلهاى روشن خدا از بين نرود ، آنان اندكند و در منزلت و مقام در پيشگاه خدا والامقامند ، به وسيلهء ايشان خداوند دين خود را حفظ مىكند تا اين كه آن را به امثال ايشان بسپارد و در دل نظاير آنها كشت نمايد » . ( 1 ) و در روايتى آمده است : « خداوند به وسيلهء ايشان حجّتهاى خويش را حفظ مىكند ، علم و دانش به حقيقت به ايشان يك باره رو آورده ، و آنها با آسودگى و يقين آن را به كار بستهاند و سختى و دشوارى اشخاص نازپرورده را سهل يافتهاند و به آنچه نادانان دورى مىكنند خو گرفتهاند و با بدنهايى كه روحهاى آنها به جاى بسيار بلند آويخته در دنيا زندگى مىكنند ، آنان در زمين خلفاى الهى هستند و مردم را به سوى او مىخوانند آه و آه چه بسيار مشتاقم به ديدار آنان ، و از خدا براى خودم و تو طلب مغفرت دارم اگر مايلى برخيز » « 1 » . ( 2 ) وصيت امام به فرزندانش ابو حمزهء ثمالى به نقل از ابراهيم بن سعيد و او از شعبى از ضرار بن ضمره مىگويد امير المؤمنين به پسرانش وصيت كرد و فرمود : « اى پسران من ، چنان با مردم به خوبى معاشرت كنيد كه اگر از نظر آنها غايب شديد مشتاق ديدن شما باشند و اگر مرديد بر شما
--> ( 1 ) نهج البلاغه ( صبحى صالح ) كلام 147 و در ترجمهء فيض الاسلام حكمت 139 با تفاوت اندكى آمده است - م .