سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
187
تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )
قانع نمىشود ، فرمان مىدهد و فرمان نمىبرد ، بازمىدارد و خود دست برنمىدارد ، نيكان را دوست مىدارد ولى به كردار آنها عمل نمىكند و گنهكاران را دشمن مىدارد در حالى كه خود يكى از آنهاست ، به سبب گناهان زيادش از مرگ كراهت دارد و ايستادگى مىكند بر آنچه باعث كراهت او از مرگ است . ( 1 ) چون آسايش ببيند ، خودپسند گردد و چون گرفتار شود نااميد گردد ، هرگاه دچار بلا شود با نگرانى خدا را بخواند و چون به راحتى رسد از روى غرور دورى گزيند ، نفس امّاره بر اساس گمان بر او مسلّط است نه بر اساس باور و يقين اگر توانگر شود شادمان و اگر تنگدست گردد نااميد مىشود ، مرتكب گناه مىشود ولى توبه را به تأخير مىاندازد ، عبرت گرفتن از ديگران را مطرح مىكند ولى خود عبرت نمىگيرد ( 2 ) و در اندرز ديگران مىكوشد اما خود پند نمىگيرد ، پس او پرحرف و كم كردار است در آنچه ناپايدار است كوشا و در آنچه ماندگار است سهل انگارى مىكند ، غنيمت و سود به نظرش غرامت ، و غرامت و تاوان غنيمت و سود مىآيد ، از مرگ مىترسد ولى پيش از اين كه فرصت از دست برود نمىشتابد ، ( 3 ) معصيت ديگران را بزرگ مىشمارد در حالى كه بزرگتر از آن را از خود كوچك مىپندارد و طاعت خود را بزرگ مىبيند و همان طاعت را از ديگران اندك مىشمارد ، پس او به مردم سختگير و به خود سهلانگار است ، بيهودهگويى با توانگران را بيشتر دوست دارد تا ياد خدا را با مستمندان ، ديگران را راهنمايى مىكند و خود را گمراه مىسازد ، آيا مردم را به نيكى امر مىكنيد در حالى كه خويشتن را فراموش مىكنيد » « 1 » . ( 4 ) و فرمود : « هر كه بر دنيا حريص باشد ديرى نپايد كه نسبت به فرمان الهى خشمگين گردد و هر كه از مصيبت وارد شده به مخلوقى شكوه برد گويا از پروردگارش شكوه نموده و هر كه در برابر مالدارى به خاطر دنيايش فروتنى كند دو سوم دينش را از دست داده است » . دانشمندان گفتهاند : چون شخصيت انسان از جسم ، دل و زبانش تشكيل شده است و در تواضع بايد جسم و زبان به كار برده شود بنابراين اگر دل را هم به آن افزايد ، تمام دينش را از دست داده است .
--> ( 1 ) در نهج البلاغه ( صبحى صالح ) به شماره 150 ، 228 با تفاوت زيادى ، بخصوص در بخشهاى آخر اين حكمت ، آمده است - م .