سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

181

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

است به نبوّت او گواهى دادند ، و چون آدم را آفريد و فضيلت او را بر فرشتگان ظاهر و سابقهء علم ويژهء او را بر ايشان نماياند ، او را محراب و قبلهء فرشتگان قرار داد و ايشان به او سجده كردند و حق او را شناختند ، سپس حقيقت آن نور و باطن آن راز را بر آدم آشكار ساخت و چون روزگار آن نور فرا رسيد ، چيزى را در او به وديعت نهاد ( 1 ) و همچنان از اصلاب شامخه به ارحام طاهره منتقل مىشد تا به عبد المطلب و بعد از آن عبد اللّه سپس به پيامبر خدا ( ص ) رسيد ، او مردم را در ظاهر و باطن دعوت كرد و آشكار و پنهان آنان را فرا خواند و از قواى درك و فهم مردم خواست تا براى اداى حقوق آن راز دقيق ، اقدام كنند و عقول آنان را جهت اجابت آن معنايى كه در عالم ذر ، پيش از وجود نسل به وديعت نهاده‌اند فرا خواند ، در نتيجه هر كس موافقت كرد از پرتو آن نور ، روشن شد و به آن راز ، رهنمون گرديد و به پيمانى كه در باطن آن امر به امانت نهاده‌اند و به آن علم و دانش پيچيده ، رسيد ولى كسى را كه غفلت فرا گرفته و گرفتار بلا و محنت بود ، سزاوار دورى از رحمت حق شد « 1 » ، سپس آن نور در بين ما ( اهل بيت ( ع ) ) منتقل مىشد و در غريزه‌ها و باطن ما نور افشانى مىكرد از اين رو ما انوار آسمانها و زمين و كشتيهاى نجاتيم و علم نهانى در ماست و بازگشت امور به سوى ماست و به وجود مهدى ما ( آل محمّد ) حجّتهاى الهى پايان مىگيرد و اوست خاتم ائمّه و نجات دهندهء امّت و پايان بخش نور و راز پيچيده ، بنابراين هر كه به ريسمان ما چنگ زند و بر محبّت ما محشور گردد ، بايد بر او تبريك گفت » . ( 2 ) خطبهء امام در پى قتل عثمان گروهى از حافظ عبد الوهّاب بن مبارك انماطى به نقل از ابو الفتح احمد بن محمد حدّاد از قول أبو بكر احمد بن على بن ابراهيم بن فنجويه از محمد بن احمد بن اسحاق به نقل از عبد اللّه بن سليمان بن اشعث از حسن بن عرفه و او از عباد بن عباد بن حبيب بن مهلّب بن ابى صفره از قول مجالد از سعيد بن عمير ، نقل كرده ، مىگويد : امير المؤمنين ( ع ) پس از قتل عثمان روزى خطبه‌اى ايراد كرد و بعد از حمد خدا و درود بر رسول خدا فرمود :

--> ( 1 ) در نسخه‌اى آمده است : چشم بصيرتش پوشيده و ادراكش وارونه گرديد .