سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

176

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

« شتّان ما يومى على كورها * و يوم حيّان اخى جابر » « 1 » . ( 1 ) - و در روايتى آمده است : « سوگند به خدايى كه هسته را شكافته و انسان را آفريد ، اگر حضور آن همه جمعيّت نبود كه حجّت را تمام كرد به عنوان يار و ياور ، و عهدى كه خداوند از دانايان گرفته تا راضى نشوند بر سيرى ستمگر و گرسنه ماندن ستمديده هرآينه مهار شتر خلافت را بر كوهانش مىافكندم » . و در روايت ديگرى آمده است . « شما دانسته‌ايد كه اين دنياى شما نزد من خوارتر است از عطسهء بز ماده ! » آنگاه كسى نامه‌اى را به آن حضرت داد و او به مطالعهء نامه مشغول شد و سخنش را قطع كرد . ابن عبّاس عرض كرد : يا امير المؤمنين ! كاش از آنجا كه سخن قطع شد ، ادامه مىدادى ! فرمود : « هرگز ! شقشقهء شترى بود كه صدا كرد و باز در جاى خود قرار گرفت ! » از اين روست كه آن را خطبهء شقشقيه ناميده‌اند . ( 2 ) تفسير واژه‌هاى دشوار شقشقيه ، به كسر شين چيزى مانند ريه و شش گوسفندى است كه شتر در وقت هيجان از دهان بيرون مىآورد و زير گلو صدا مىكند ، بنابراين مىگويند : اين سخنران صاحب شقشقيه است ، يعنى شبيه فحل ( شتر نر ) است . ( 3 ) جوهرى در كتاب صحاح مىگويد : قطب سه نوع تلفظ شده به ضم قاف ، فتح و كسر آن فلانى قطب فلان قبيله است يعنى بزرگ آنهاست كه كار آنها بر محور وى مىگردد و به رئيس سپاه مىگويند قطب آسياى جنگ . عبارت : « ينحدر عنى النسيل و لا يرقى علىّ الطّير » به مقام و منزلت ، و شرف و شجاعت و هيبت آن حضرت اشاره دارد يعنى هرگاه سيل از او بگذرد از هيبت او فاصله گيرد و چون پرنده او را بيند كه در اوج رفعت است به خود اين جرأت را نمىدهد كه بالاتر از او پرواز كند . كشح ، ما بين لگن خاصره تا ضلع پهلو را گويند و خلف ، به سكون لام ، كوتاه‌ترين

--> ( 1 ) شعر از اعشى است كه در مدح عامر و هجو علقمه سروده است : چقدر تفاوت است ميان روز من در سوارى بر پشت ناقه با روز حيّان برادر جابر ؟ ( كنايه از اين كه ميان زمان حيات رسول خدا و اكنون كه اوضاع سخت آشفته است ! ) .