سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
168
تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )
( 1 ) خطبهء معروف به منبريّه اين خطبه را نزد ابو حفص عمر بن معمّر دارقطنى قراءت كردم ، او از قول احمد بن محمد مذارى به نقل از حسن بن احمد بنّا و او از على بن محمد بن بشران ، از حسين بن صفوان به نقل از أبو بكر قرشى معروف به ابن ابى الدّنيا و او از على بن حسين بن عبد اللّه از قول عبد اللّه بن صالح عجلى نقل كرد و گفت : امير المؤمنين على ( ع ) روزى بالاى منبر كوفه سخنرانى كرد و فرمود : « سپاس خداوندى را كه من او را مىستايم و به او ايمان دارم و از او يارى مىطلبم و درخواست هدايت دارم و گواهى مىدهم كه خدايى جز او نيست ، يكتا و بىشريك است و گواهى مىدهم كه محمد بنده و فرستادهء اوست ، او را به هدايت و آيين راست فرستاده تا بر همهء آيينها غالب گردد هر چند كه مشركان نپسندند . » ( 2 ) سپس فرمود : « اى اشخاص گونهگون و دلهاى پراكنده كه بدنهايشان حاضر ولى عقلهايشان غايب است چه بسيار كه شما را بر حق رهنمون شدم و شما ، رم كرديد چنان كه گلهء بز از نعرهء شير فرار مىكند . زنهار كه من شما را از رازهاى عدالت بياگاهانم يا ( وسيلهء شما ) بتوانم جلو انحرافات را بگيرم . خداوندا تو خود مىدانى كه من نخستين كسى هستم كه رو آورد و شنيد ( دعوت پيامبر را ) و اجابت كرد ، جز پيامبرت كسى بر من سبقت نجسته است . خداوندا ! سزاوار نيست شخص بخيل بر خونها ، ناموسها ، غنيمتها و احكام و حلال و حرام و امامت مسلمين [ مسلّط شود ] تا براى جمعآورى اموال حرص ورزد و يا جاهل و نادان تا بر اثر نادانى خود آنان را گمراه سازد و نه ستمگر تا با ظلم و ستم خود آنها را پراكنده و پريشان گرداند و نه آدم ترسو تا گروهى را همراهى كرده و گروه ديگر را خوار سازد و نه رشوهخوار كه بر حكمى رشوه بگيرد و حقوق مردم را ضايع كند و نه كسى كه نسبت به سنّتهاى پيامبر سهل انگار و بىاعتنا باشد كه باعث فسق و فجور گردد و نه تجاوزگر كه حق را از بين ببرد و نه تبهكار كه باعث ننگ شريعت شود . » « 1 » ( 3 ) پس از ايراد اين خطبه ، مردى از جا برخاست ، عرض كرد : يا امير المؤمنين ! چه
--> ( 1 ) بخشى از اين خطبه مشابه خطبهء 132 نهج البلاغه است با اين همه تفاوت زيادى دارد - م .