سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
158
تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )
بوده است ، فرمود : « اى مرد ! درهم مال شماست ببر زيرا او با رضايت من معامله كرده و من هم با رضايت او پيراهن را گرفتهام » . ( 1 ) سفيان ثورى از عمرو بن قيس ملائى نقل كرده ، مىگويد : بر تن على ( ع ) تنپوشى وصلهدار ديدند و از آن بابت او را سرزنش كردند ، فرمود : « اين لباسى است كه دل را نرم مىكند و مؤمن ، آن را سرمشق قرار مىدهد » . سفيان مىگويد : على ( ع ) اطراف انگشتان دست يعنى سر آستين جامهاش را مىكند . به همين مضمون حديثى را احمد در « مسند » نقل كرده است : ( 2 ) از قول محمد بن عبيد و او از محارب بن نافع به نقل از ابو مطر مىگويد كه وى بر تن على ( ع ) پيراهنى به ارزش سه درهم ديد و به روايتى او پيراهنى را به سه درهم خريد و پوشيد ، هر چه از مچ دست و ساق پا بيشتر بود بريد و گفت : « سپاس خداى را كه به من آن قدر لباس زيبا ارزانى داشته است كه بتوانم ميان مردم خودم را بدان وسيله بيارايم و با آن بدنم را بپوشانم ! » عرض كردند : آيا اين سخن خود شماست يا اين كه از رسول خدا ( ص ) نقل مىكنيد ؟ فرمود : « بلكه من از رسول خدا ( ص ) آن را شنيدهام » . ( 3 ) ابو نعيم ، به نقل از محمد بن عمر بن سالم از موسى بن عيسى و او از احمد بن محمد عمى از بشر بن ابراهيم به نقل از مالك بن معوّل و شريك و او از على بن اقمر از قول پدرش نقل كرده ، مىگويد : على ( ع ) را در بازار ديدم كه شمشيرش را مىفروخت و مىگفت : « كيست كه اين شمشير را از من بخرد ؟ به خدايى كه دانه را شكافته و هسته را آفريده است مدّتها من با اين شمشير غم از چهرهء رسول خدا ( ص ) زدودهام و اگر به قدر خريد يك پيراهن داشتم اين شمشير را نمىفروختم » عبد الرحمن بن ابى حامد بغدادى و عبد العزيز بن محمود بغدادى به نقل از حافظ عبد الوهّاب و او از عاصم بن حسن و او از على بن محمد بن بسر از قول ابن صفوان از عبد اللّه بن محمد قرشى و او از قاسم بن هاشم به نقل از عبد العزيز بن خطّاب ، از قول حسن بن على نمرى از عمرو بن يحيى و او از پدرش نقل كرده مىگويد : براى على ( ع ) يك مشك عسل و روغن هديه آوردند ، بعد از مدّتى ديد كه مقدارى از آن كم شده است ، علت كم شدن را پرسيد گفتند : ام كلثوم كسى را فرستاد و مقدارى از آن را بردند ، على ( ع ) پس از آن كه آن مقدار عسل را به پنج درهم نرخگذارى كردند كس فرستاد تا از او