سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

154

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

( 1 ) سپس فرمود : « شيعيان كوفه را حاضر كنيد ! » به مردم اعلام كردند ، مردم آمدند على ( ع ) تمام آنچه را كه در بيت المال بود به آنها مرحمت كرد در حالى كه مىگفت : « اى طلاها و اى نقره‌ها ! ديگرى را فريب دهيد ! » تا آنجا كه هيچ درهم و دينارى باقى نماند ، سپس دستور داد بيت المال را جارو كردند و بعد دو ركعت نماز گزارد . مجمع تميمى مىگويد : هر وقت بيت المال پر مىشد على ( ع ) همين كار را مىكرد . ( 2 ) زهرى مىگويد : از آن جهت على ( ع ) دو ركعت نماز را به جا آورد كه روز قيامت گواهى دهند كه او موجودى بيت المال را از مسلمين منع نكرده است ، مىگويد : چه بسيار اتفاق مىافتاد كه چهارپايانى در بيت المال مىماند بعد تقسيم مىكرد . ( 3 ) ابو طاهر خزيمى به نقل از مبارك و او از عبد الجبّار صيرفى و او از قول ابو اسحاق برمكى از أبو بكر بن نجيب به نقل از ابو جعفر بن على از قول عناد از وكيع و او از احنف بن قيس نقل كرده مىگويد : بر معاويه وارد شدم او به قدرى از ترش و شيرين براى من آورد كه مرا سخت شگفت‌زده كرد بازگفت : آن رنگ را بياوريد يك رنگ خوردنى آوردند كه من نمىدانستم كه چيست ؟ پرسيدم : اين چيست ؟ گفت : شكمبه مرغابى است كه پر از مغز ( گوسفند ) و روغن پسته كرده‌اند و شكر روى آن پاشيده‌اند . مىگويد : با شنيدن اين سخنان گريستم ، پرسيد : چرا گريه مىكنى ؟ گفتم : قدر و منزلت پسر ابو طالب را خدا مىداند ! براستى كه او به قدرى از خودگذشتگى كرد كه نه تو و نه ديگرى هرگز نكرده است . گفت : چگونه ؟ گفتم : شبى موقع افطار بر او وارد شدم ، به من فرمود : برخيز و برو پيش حسن و حسين تا تنها نباشى و خود براى اداى نماز برخاست همين كه از نماز فارغ شد انبانى را كه با انگشتريش مهر و موم كرده بود ، طلبيد و از داخل آن مقدارى جو و سائيده درآورد سپس آن را مهر كرد ، عرض كردم : يا امير المؤمنين من از شما سابقهء بخالت سراغ ندارم پس چرا اين انبان جو را مهر كرديد ؟ فرمود : « من آن را به خاطر اين كه بخل كنم مهر نكردم بلكه از آن بيم داشتم كه حسن و حسين آن را با روغن و يا چربى ديگرى چرب كنند » عرض كردم : آيا اين كار حرمتى دارد ؟ فرمود : « نه ولى بر رهبران حق است كه در خوراك و پوشاك به مانند ضعيف‌ترين فرد رعيّت‌شان رفتار كنند و در چيزى كه آنها توانايى ندارند خود را از آنها جدا نكنند تا تنگدستان ، آنها را ببينند و از خداى تعالى به آنچه دارند راضى باشند و توانگران با