سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
148
تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )
بديها مىكشاند » . ( 1 ) واقدى گويد : على ( ع ) چهار صد تن از آنها را ديد كه هنوز اندك توانى دارند به قبيلههايشان دستور داد ؛ آنها را به كوفه ببرند و هر چه اسلحه بود ميان مسلمانان تقسيم كرد سپس بردگان و كنيزان و كالاهايى كه بود به صاحبانشان بازپس داد و عدى بن حاتم از آن حضرت اجازه گرفت تا پسرش طرفة بن عدى را كه در جبهه خوارج كشته شده بود ، دفن كند و على ( ع ) اجازه داد ، آنگاه به نخيله رفت و در آنجا توقف كرد در حالى كه از همراهانش جز هفت تن كشته نشده بود و بعد فرمود : « اى مردم ! آماده باشيد تا جهت مبارزه با پيمانشكنان به شام عزيمت كنيد » و چند روزى در نخيله ماندند ، سپس آنها پنهانى رفتند و وارد كوفه شدند و از سران قوم جز اندكى با آن حضرت نماندند و چون اين وضع را ديد ، وارد كوفه شد و از تصميم حركت به سمت صفّين منصرف گرديد و خطبهاى ايراد كرد و گفت : « اى مردم ! شما را چه شده است وقتى كه به شما دستور دادم تا براى مبارزهء با گمراهان حركت كنيد ، شما زمينگير شديد ! آيا در عوض زندگانى آخرت به زندگانى موقّت دنيا راضى شدهايد ؟ ! و به جاى عزّت و بزرگى تن به ذلّت و خوارى دادهايد ؟ هر وقت شما را براى جنگ با دشمنان مىخوانم چشمانتان دور مىزند گويا به سختى و بيهوشى مرگ دچار شدهايد ! گويى كه شما ديوانه شدهايد و چيزى نمىفهميد و چشمانتان نابينا گشته هيچ چيز را نمىبينيد ، به خدا سوگند كه شما در وقت ادّعا چون شيران بيابان و به هنگام دعوت به جنگ ، چون روباهان حيلهگريد . هيچ وقت شما براى من ، امين درستكارى نبودهايد و نه سپاهى كه به وسيلهء شما به دشمن حمله شود و نه ياران و پشتيبانانى كه بتوان به شما اعتماد كرد » « 1 » . ( 2 ) جرير نقل كرده است كه رويداد بين على ( ع ) و خوارج در سال سى و هشت بوده است ولى درستتر آن است كه اين حادثه و همچنين رخداد حكميّت در سال سى و هفت اتفاق افتاده است . ( 3 ) سال سى و هشت فرا رسيد ، در اين سال محمد بن ابى بكر صديق در مصر كشته شد ، وى از جانب على ( ع ) و حاكم مصر بود ، على ( ع ) پيش از او مالك اشتر نخعى را بر مصر
--> ( 1 ) در خطبهء 34 ، نهج البلاغه اين مطالب با تفاوت زيادى آمده است - م .