سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

130

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

( 1 ) هشام بن محمد مىگويد : همين كه على ( ع ) آن حال را ديد به ميدان آمد در حالى كه عبيد اللّه را مىجست و محمد را صدا زد كه بايست ! و به عبيد اللّه فرمود : اى تبهكار ! من براى تو آمده‌ام ! او رو به فرار گذاشت ! و در روز نهم صفر كه روز پنج شنبه بود عمّار بن ياسر به شهادت رسيد و آن روز عمّار بين مردم ، مشهور و در رأس قاريان قرآن بود . ( 2 ) كيفيّت شهادت عمار عبد الوهّاب مقرى به نقل از محمد بن عبد الباقى و او از احمد بن احمد حدّاد و او از قول ابو نعيم اصفهانى به نقل از سليمان بن احمد و او از حسن بن على عمرى و او از قول محمد بن سليمان بن ابى رجاء به نقل از ابو معشر و او از ابو عمرو صيمرى ، از ابن سنان دؤلى صحابى رسول خدا ( ص ) ، نقل كرده ، مىگويد : عمّار را ديدم كه نوشيدنى خواست ، كاسه‌اى شير برايش آوردند و او نوشيد سپس گفت : اللّه اكبر ، خدا و رسول خدا ( ص ) راست گفته‌اند ! رسول خدا ( ص ) به من فرمود : « عمّار ! آخرين رزق - يا آخرين توشه‌ات - در دنيا شير آميخته به عسل خواهد بود ! » و گفته‌اند : كسى كه آن شير را آورد ، زنى از زنان قبيلهء بنى شيبان بود . ابن سعد در طبقات مىگويد : عمّار حمله مىكرد و مىگفت : به خدا سوگند اگر آنها به قدرى ما را ضربت بزنند تا موهاى پيشانى ما را به دست گيرند هرآينه ما يقين داريم كه برحقّيم و آنها بر باطل . و آنگاه افزود : امروز ، روز ملاقات دوستان ، با محمد و ياران اوست . ( 3 ) سپس بر عمرو عاص حمله برد و گفت : واى بر تو اى عمرو ! دينت را به حكومت مصر فروختى مرگ بر تو ! از ديرباز تو با كج‌رويت در اسلام ستم كردى ، به خدا سوگند كه هدف تو و هدف دشمن خدا و فرزند دشمن خدا ( معاوية بن ابى سفيان ) از بهانه ساختن خون عثمان ، جز رسيدن به دنيا نيست . ( 4 ) ابن سعد مىگويد : عمّار نگاهى به عمرو عاص كرد ، در حالى كه پرچمى در دست داشت فرياد زد : واى بر تو اى پسر عاص ، اين پرچمى است كه من سه نوبت به همراه رسول اللّه ( ص ) با اين پرچم جنگيده‌ام ، و اين چهارمين نوبت است . و به روايتى عمّار در حالى كه پير شده بود و از پيرى سلاح در دستش مىلرزيد حمله برد و مىگفت :