سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

106

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

خانه‌ات بمانى به خدا قسم كسى كه تو را از خانه بيرون آورد ، بىانصافى كرد در حالى كه زنان خود را در خانه نگهداشت ، عايشه چيزى نگفت ! ( 1 ) سيف گويد : افراد بنى ضبّه اطراف شتر جمع شدند ، هزار دست روى مهار شتر قطع شد در حالى كه مىگفتند : نحن بنو ضبّة اصحاب الجمل * ننعى ابن عفّان به اطراف الأسل الموت احلى عندنا من العسل * ردّوا علينا شيخنا او نقتتل « 1 » ( 2 ) بعضى گفته‌اند : مهار شتر به دست عمرو بن يثربى بود كه آن روز كشته شد و او را عمار بن ياسر از پا درآورد كه سنّ عمّار آن روز هفتاد سال بود . و بعضى گفته‌اند : عمرو بن يثربى را اسير گرفتند و نزد على ( ع ) آوردند ، عرض كرد : بفرماييد مرا نكشند ! فرمود : « تو زيد بن صوحان و گروهى از صحابه را كشته‌اى » و او را كشتند . عبد اللّه بن زبير چهل زخم برداشته بود و آن روز با مالك اشتر برخورد كردند و شمشيرها را رد و بدل كردند و دست به گريبان شدند و هر دو روى زمين افتادند ، عبد اللّه بن زبير فرياد برآورد : اقتلونى و مالكا * و اقتلوا مالكا معى « 2 »

--> ( 1 ) ما مردان بنو ضبه اصحاب جمل هستيم ، خبر مرگ عثمان را به وسيلهء سرنيزه‌ها پاسخ مىدهيم . مرگ در نزد ما از عسل شيرين‌تر است ؛ يا بزرگ ما را به ما برگردانيد و يا مىجنگيم ؟ ! ( 2 ) ابن خلكان مىگويد : اين شعر علّتى دارد كه به شرح و تفصيل نيازمند است : توضيح آن كه مالك بن حارث معروف به اشتر نخعى از قهرمانان مشهور بود و يكى از خواص اصحاب على بن ابى طالب ( ع ) در روز جنگ معروف جمل بود ، با عبد اللّه بن زبير ، يكى ديگر از قهرمانان كه به همراه با خاله‌اش عايشه امّ المؤمنين ، طلحه و زبير با على ( ع ) مىجنگيدند ، وقتى كه در مقابل هم قرار گرفتند [ به سختى با يكديگر به مبارزه پرداختند ] هر كدام از آنها كه بر ديگرى دست مىيافت او را زير مىگرفت و روى سينه‌اش مىنشست ، چند بار اين عمل تكرار شد ابن زبير اين شعر را خواند : اقتلونى و مالكا * و اقتلوا مالكا معى يعنى : مرا با مالك و مالك را با من بكشيد ! عبد اللّه بن زبير مىگويد : روز جنگ جمل با اشتر نخعى روبرو شدم من اگر ضربتى به او مىزدم او شش يا هفت ضربت به من مىزد و بعد پاى مرا گرفت و مرا به خندق انداخت و گفت : به خدا قسم اگر خويشاونديت با رسول خدا ( ص ) نبود هرگز هيچ عضو بدنت كنار عضو ديگر نبود ( يعنى بند از بندت جدا مىكردم ! ) . ابو بكر بن ابى شيبه مىگويد : عايشه به آن كسى كه از سالم بودن عبد اللّه بن زبير - در مبارزه با اشتر نخعى - مژده