سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
92
تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )
كه پروردگارى و مقام ربوبيّت سزاوار دو خدا نيست . ( 1 ) و نيز غزالى مىگويد : گروهى پنداشتهاند كه يزيد بن معاويه به كشتن امام حسين ( ع ) راضى نبود و از روى خطا چنين اتفاقى افتاد ! مىگويد : چگونه مىتوان باور كرد در حالى كه جريان امام حسين ( ع ) احتمال غلط بر نمىدارد به خاطر آن حوادثى كه در قتل وى و مكاتبهء يزيد با ابن زياد در ارتباط با آن و واداشتن او بر كشتن حسين ( ع ) پيش آمد و منع حسين ( ع ) از آب و كشتنش با لب تشنه و بردن سر مقدّس او و به اسارت بردن زن و فرزندانش بدون پوشش ؛ سوار بر شتران بىجهاز به نزد وى و زدن چوب بر لب و دندانش ! و موقعى كه على بن حسين زين العابدين ( ع ) بر يزيد وارد شد ، گفت : تو پسر آن كسى هستى كه خدا او را كشت ! فرمود : « من على پسر كسى هستم كه تو او را كشتى » و بعد اين آيه را قراءت كرد : « وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً . . . » « 1 » وانگهى هزار ماه لعن على ( ع ) روى منبرها تبليغ مىشد و به دستور معاويه اين كار انجام مىگرفت ، آيا به نظر شما كتاب يا سنّت و يا اجماع چنين دستورى را به ايشان داده بود ؟ ! اين بود عين كلام غزالى . ( 2 ) حركت على عليه السلام به جانب بصره سيرهنويسان مىگويند : على ( ع ) آماده بود كه براى جنگ با معاويه به شام عزيمت كند و به هنگام عزيمتش ناگهان نامهاى از فرماندار مكّه به دستش رسيد مبنى بر اين كه طلحه و زبير آمدند و عايشه را از شهر بردند و نمىدانيم او را به كجا بردند . و در روايتى : آنها راهى بصره شدند ، امير المؤمنين پس از دريافت اين نامه به منبر رفت و خطبه خواند و فرمود : « مردم ، اينك طلحه ، زبير و عايشه بر فرمانروايى من خشم گرفته و آهنگ بصره كردهاند و آمادهء حمله بر مردم آن ديارند » .
--> ( 1 ) نساء ( 4 ) آيهء 93 : آيهء شريفه چنين است : « و من يقتل مؤمنا متعمّدا فجزاؤه جهنّم خالدا فيها و غضب اللّه عليه و لعنه و اعدّ له عذابا عظيما » هر كه مؤمنى را از روى عمد بكشد جزايش دوزخ جاودانى و خشم و لعنت خدا بر اوست و عذابى بزرگ براى او مهيّا كرده است .