سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
75
تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )
رافضى به او دادند ! ( 1 ) و اما اين كه گفت : نماز عصر قضا بوده ( و برگشت خورشيد بىفايده ! ) گوييم صاحبان عقل سليم و فطرت سالم اعتقاد ندارند كه خورشيد غروب كرد و بعد دوباره برگشت بلكه معتقدند كه از سير معمول بازماند به طورى كه بيننده تصوّر مىكرد كه غروب كرده است ، بلكه اندك اندك حركت مىكرده است ، دليل بر اين گفتار آن است كه اگر خورشيد غروب كرده بود و دوباره برمىگشت ، تمام افلاك درهم مىشد و نظام عالم متوقّف مىگشت ، در حالى كه خداى تعالى فرموده است : « كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ » * « 1 » بلكه ما معتقديم كه خورشيد از سير معموليش بازمانده است ( 2 ) و اگر براستى دوباره بازگشته باشد نيز جاى تعجّب نيست زيرا در آن صورت معجزهاى براى رسول خدا ( ص ) و كرامتى براى على ( ع ) خواهد بود « 2 » . و به اجماع علما ، خورشيد براى يوشع متوقف شد و اين از دو صورت بيرون نيست يا آن كه معجزهاى بوده است براى موسى ( ع ) و يا كرامتى براى يوشع ؛ اگر معجزه براى موسى ( ع ) بوده پيامبر ما بالاتر از موسى ( ع ) است و اگر كرامت براى يوشع ( ع ) بوده است ، على ( ع ) بالاتر از يوشع است . پيامبر ( ص ) فرمود : « علماى امّت من چون پيامبران بنى اسرائيلند . » اين سخن پيامبر ( ص ) دربارهء يكايك از علماست تا چه رسد به على ( ع ) ! و نيز دليل بر اين گفتار ، احمد در كتاب « الفضائل » از قول محمد بن يونس ، از حسن بن عبد الرّحمن انصارى و او از عمر بن جميع به نقل از ابن ابى ليلى و او از قول برادرش عيسى و او از پدرش نقل كرده مىگويد : رسول خدا ( ص ) فرمود : صدّيقين سه تن هستند : حزقيل مؤمن آل فرعون ، حبيب نجّار مؤمن آل ياسين و على بن ابى طالب ( ع ) كه از همه افضل است و حزقيل پيامبرى از انبياى بنى اسرائيل همچون يوشع ( ع ) بوده است . پس اين خود دليل بر فضل و برترى على ( ع ) از انبياى بنى اسرائيل است . ( 3 ) صاحب بن عبّاد ، كافى الكفاة دربارهء ردّ الشمس مىگويد :
--> ( 1 ) انبياء ( 21 ) آيهء 33 و يس ( 36 ) آيهء 40 : هر يك از آنها در مدارى در حركتند . ( 2 ) در كتب معتبر شيعه مانند تجريد الاعتقاد و كشف المراد ( به دو بار ردّ الشّمس اشاره دارد كه يكى در زمان پيامبر ( ص ) و ديگرى بعد از رحلت پيامبر در سرزمين بابل اتفاق افتاده است ) از جمله معجزات مسلّم امير المؤمنين ( ع ) شمردهاند . بعضى به قول محدث قمى ( منتهى الآمال ج 1 ، ص 206 ) كتابى مستقل در جواز رد الشمس نوشتهاند - م .