الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
77
حياة الإمام الهادي ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام هادى ع ) ( فارسي )
دارند . مورّخان نقل كردهاند كه امام صادق عليه السّلام ، چيزى از خداوند درخواست نمىكرد ، مگر آن كه به زودى اجابت مىفرمود [ 1 ] . راويان اخبار رويدادهاى زيادى را از استجابت دعاى امام عليه السّلام ، در پيشگاه خدا نقل كردهاند از جمله : 1 - داستانى است كه منصور از عموى پدرش نقل كرده ، مىگويد : خدمت امام علىّ الهادى رسيدم ، عرض كردم : سرورم اين مرد - يعنى متوكّل - مرا بر كنار و روزى مرا قطع و مرا غم زده كرده است ، و اتّهام من آن است كه او دانسته است كه من به خدمت شما مىرسم ! از امام عليه السّلام خواست تا در بارهء او نزد متوكّل وساطت كند . امام عليه السّلام فرمود : إن شاء الله ، حقوق تو را ادا خواهد كرد . همين كه شب فرا رسيد ، فرستادگان متوكّل در خانه او را زدند ، او آماده شد و با شتاب نزد متوكل رفت ، وقتى كه به در كاخ رسيد ، ديد فتح ، در كاخ ايستاده و از او استقبال كرد و گفت : چرا دير كردى ؟ و بعد او را به حضور متوكل برد ، متوكل با چهرهء متبسّم و گشاده به او نگاه كرد و گفت : « اى ابو موسى ! ما از تو غفلت مىكنيم تو هم ما را فراموش كردهاى ، نزد ما چه دارى ؟ » ابو موسى ، نيازمنديها و مقرّرى كه بريده بودند همه را به اطّلاع او رساند ، متوكّل دستور داد تا دو برابر آنها را بپردازند ، و او خوشحال از دربار بيرون شد . فتح با عجله خودش را به او رساند و گفت : - آيا على بن محمد به عهد خود وفا كرد ؟ - خير . - آيا نامهاى نوشت ؟ - خير . ابو موسى رفت و فتح دنبال سر او شتافت و گفت : « من ترديدى ندارم كه تو از او - يعنى از امام هادى عليه السّلام -
--> [ 1 ] اسعاف الرّاغبين : ص 227 .