الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
61
حياة الإمام الهادي ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام هادى ع ) ( فارسي )
معاشرت با آنها برحذر داشته است زيرا آنان سرچشمهء انحراف و گمراهى مردمانند ، براى اين كه آنان اظهار زهد و پارسايى مىكنند ، تا افراد سادهلوح و عوام را بفريبند و گمراه سازند . امام هادى عليه السّلام در زنهار از معاشرت با ايشان بسيار تأكيد داشت حسين بن ابى الخطّاب نقل كرده و مىگويد : در مسجد پيامبر - صلّى اللّه عليه و آله - در خدمت ابو الحسن امام هادى عليه السّلام بودم ، گروهى از اصحاب امام از جمله ابو هاشم جعفر به حضور امام شرفياب شدند ، ابو هاشم مرد بليغى بود و در نزد امام تقرّبى داشت و در آن بين كه ما در مسجد بوديم جماعتى از صوفيه داخل مسجد شدند و در كنارى نشستند ، و شروع به گفتن « لا إله الّا اللّه » كردند ، امام عليه السّلام رو به اصحابش كرد و فرمود : « به اين حيله گران نگاه نكنيد كه آنها همپيمانان شياطين و ويرانگران اساس دين هستند ، به خاطر تنپروريها اظهار پارسايى مىكنند و اظهار عبادت و بندگى مىكنند تا مردم را شكار كنند ، عمر را در به دست آوردن زر و سيم صرف مىكنند ، لا إله الا الله ، نمىگويند مگر براى فريب مردم و غذا كم نمىخورند مگر براى پر كردن ظرف بزرگ و جلب نظر نادانان ، با القاى محبت ، خود را سر بار ديگران مىسازند و با راهنماييهايشان مردم را به چاه مىاندازند ، ورد آنان رقص و كف زدن و ذكرشان نغمه و ترانهخوانى است بنابراين جز بىخردان كسى از آنها پيروى نمىكند ، هر كس به ديدار زنده يا مردهء آنها برود ، گويا به ديدار شيطان و پرستش بتان رفته است و هر كس به يكى از آنها كمك كند گويى معاويه ، يزيد و ابو سفيان را يارى كرده است . . . » اصحاب عرض كردند : « هر چند حقوق شما را قبول داشته باشند ؟ . . . » امام عليه السّلام ، او را از گفتن چنين حرفى منع كرد و فرمود : « چنين مگو ، كسى كه حقوق ما را قبول دارد ، به راه خلاف ما نمىرود ، آيا نمىدانى كه ايشان پستترين طايفهء صوفيان هستند در صورتى كه همهء