الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

56

حياة الإمام الهادي ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام هادى ع ) ( فارسي )

گشايشى بخشيد كه برخوردار شدند و تنگدستى را از آنها بر طرف ساخت و طبيعى است كه بهترين بخشش آن است كه دوام داشته باشد . 2 - از موارد بخشندگى امام عليه السّلام ، داستانى است كه اسحاق جلاب نقل كرده ، مىگويد : براى ابو الحسن هادى عليه السّلام در روز ترويه چندين گوسفند خريدم ، و امام ، همه را بين خويشاوندانش تقسيم كرد [ 1 ] 3 - و از جمله بخشش امام عليه السّلام ، داستانى است كه مورّخان نقل كرده‌اند كه آن بزرگوار از سامرا به قصد قريه‌اى كه متعلق به آن حضرت بود بيرون شد ، مرد عربى به قصد ديدار آن حضرت به خانهء او رفت و او را نديد و اهل منزل گفتند امام به مزرعه رفته است و آن مرد راهى آنجا شد وقتى كه به حضور امام شرفياب شد ، امام عليه السّلام پرسيد چه حاجتى دارى ؟ او با صداى آهسته ، عرض كرد : « من مردى از عربهاى كوفه و از متمسكين به ولايت جد شما على بن ابى طالب عليه السّلام هستم و دينى به گردن دارم كه بر من سنگينى مىكند و كسى را نيافتم جز آن كه به سراغ شما آمدم . . . » امام عليه السّلام دلش به حال او سوخت و خواست او را مورد توجه قرار دهد ولى در مضيقه بود و چيزى در اختيار نداشت تا نياز او را برآورده سازد ، اين بود كه دست خطى نوشت كه در آن آمده بود اين عرب باديه‌نشين ، از من طلبى دارد - مبلغ وام را تعيين كرد - و فرمود اين نوشته را بگير وقتى كه به شهر سامرا رسيدم و جماعتى نزد من بودند تو اين مبلغ وامى را كه در نوشته آمده است از من مطالبه كن و به من به خاطر تأخير در پرداخت و امت پرخاش كن ، و آن چه مىگويم بر خلاف آن عمل مكن . مرد عرب ، نوشته را گرفت ، وقتى كه امام عليه السّلام به سرّمن‌رأى رفت ، گروهى از رجال دولتى و مأموران انتظامى به حضور امام رسيدند آن مرد عرب آمد و نوشته را عرضه كرد و از امام عليه السّلام خواست تا مبلغ وامى كه در ورقه نوشته شده ، پرداخت كند و

--> [ 1 ] بحار الانوار .