الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
477
حياة الإمام الهادي ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام هادى ع ) ( فارسي )
نداشتند . اهداى بطريهاى شراب در نظر عباسيان بالاترين هديهها بود . عبد اللّه بن احمد بن حمدون نديم از قول پدرش نقل مىكند : ما به دستور مأمون و معتصم با روميان مىجنگيديم محمد بن عبد الملك زيارت مقدارى شراب كهنهء عراقى به ما هديه داد و اين اشعار را به همراه آنها فرستاد : ما ان ترى مثلى فتى * اندى يدا و اعم جودا اسقى الصديق ببلدة * لم يرو فيها الماء عودا صفراء صافية كأ * ن على جوانبها العقودا فان استقل بشكوها * أوجهت بالشكو المزيدا خذها إليك كأنما * كسبت رجاجتها فريدا فاجعل عليك بأن تقو * م بشكرها ابدا عهودا [ 1 ] « كسى همچون من ، جوانمردى را نديده ، اين قدر بخشنده و با سخاوت باشد دوستش را در آن ديار به چيزى سيراب مىكند كه دوباره نيازى به خوردن آب نباشد ، زعفرانى صافى ( شرابى ) كه گويى در اطراف آن گلوبندها قرار دارد ! اگر ظرف آن به نظر تو كوچك برسد ، ظرف بزرگترى را به تو تقديم دارد ! چنان آن را بنوش كه گويى تمام جنبش آن را تو تنها گرفتهاى . و چنان باش كه خود را هميشه سپاسگزار آن بدانى . » براستى كه متوكل از همهء پادشاهان عباسى بيشتر شيفتهء مى و مىگسارى بود . بحترى يكى از مجالس شراب متوكل را چنين توصيف كرده است : قلوب شجتهن الخدود الملائح * و ساق بدا كالصبح و الليل جانح يدير كئوسا من عقار كأنها * منت النور فى ايدى السقاة مصابح فللراح ما تجرى عليه دماؤهم * و للشرق ما ضمت عليه الجوانح
--> [ 1 ] التّحف و الهدايا : ص 24 - 25 .