الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
464
حياة الإمام الهادي ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام هادى ع ) ( فارسي )
هرگاه ساعتى از نظر آنها غايب شوم ، در خانهام را با كوبههاى آهنى و يا تبر نجارى مىشكنند و اگر حاضر باشم ، آسانترين كار آنها - اگر از رقت قلب همسايهها نترسند - كندن در و زندانى كردن است . و اگر سخاوت كنند ، ابتدا به صورت وامى به گردنم بماند فردا من لباس در تن ندارم ، از مناديى كه نداى برهنه كردن مرا مىدهد ، بپرس ! لباسهاى كهنهء ما را در بازار به چند مىتوانى بفروشى ! اگر موقع مردنم بگويند : وصيت كن ! خواهم گفت : گواهى مىدهم كه خدايم آفريدگار مخلوقات است و محمد بندهء خدا و فرستادهء اوست و اجاره بهاى اين منزل هفتاد درهم صحيح است ! » اين اشعار از نهايت درماندگى و تيره روزى شاعر حكايت دارد كه او بدترين و سختترين چيزهايى را كه بايد ببيند در مورد اجرت منزلى كه متعلق به دولت بوده است ، ديده و قادر بر پرداخت مال الاجاره در وقت مقرر نبوده است و به قدرى گرفتار درد و مشقت بوده كه هر روز به خاطر ناتوانى بر پرداخت مال الاجاره به بدترين وضع مىمرد ، و چون وقت معين فرا مىرسيد و نمىتوانست مال الاجاره را بپردازد تحصيلداران سياه كه گويى صورتشان را با قير اندود كرده بودند مىشتافتند و در خانهاش را مىشكستند و او را بازداشت مىكردند و هر چه داشت مىگرفتند و به بازار برده و مىفروختند تا دينش را ادا كنند . و از شدت ناراحتيش مىگويد كه اگر مرگ او فرارسد و بخواهد وصيت كند ، او به شهادتين اقرار مىكند و همچنين گواهى مىدهد كه او هفتاد درهم ، مال الاجارهء منزلش را به دولت بدهكار است ! ( خوانندگان عزيز ) ملاحظه مىفرماييد اين همه سختى و تيره روزى را كه دانشمندان و اديبان در عصر عباسى مشاهده كردهاند در حالى كه تمام طلاهاى روى زمين در دست سلاطين عباسى بود و آنها را در راه شهوترانيهاى