الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

461

حياة الإمام الهادي ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام هادى ع ) ( فارسي )

گشته است ، سوگند به آن كه اين سهم را نصيب فرموده است ، مىكوشم تا ( محروميت ) مغلوبم گردد . » معناى اين اشعار چنين است كه كسب دانش در آن زمان ، از مشاغل بىسود و راكد بوده و طالب علم ناگزير از ثروت و مال محروم بود . دانشمندان انواع تلخيهاى فقر و محروميت را مشاهده كردند . جاحظ اشعارى دارد كه در اين اشعار ، وضع فقر و تنگدستى خود را كه بدان مبتلا بود به تصوير كشيده ، مىگويد : أقام بدار الخفض راض بحظه * و ذو الحرص يسرى حيث لا أحد يدري يظن الرضا بالقسم شيئا مهونا * و دون الرضا كأس أمرّ من الصبر جزعت فلم اعتب فلو كنت ذاحجا * لقنعت نفسى بالقليل من الوفر اظن غبى القوم رغد عيشة * و اجدل فى حال اليسارة و العسر تمر به الأحداث ترعد مرة * و تبرق أخرى بالخطوب و ما يدرى سواء على الأيام صاحب حنكة * و آخر كاب لا يريش و لا يدرى فلو شاء ربى لم اكن ذا حفيظة * طلوبا غايات المكارم و الفخر خضعت لبعض القوم ارجو نواله * و قد كنت لا أعطى المنية بالقسر فلما رأيت المرء يبذل بشره * و يجعل حسن البشر واقية التبر ربعت على ضلعى و راجعت منزلى * فصرت حليفا للدراسة و الفكر « در اين سراى پست اقامت دارم و به نصيبى كه دارم راضيم ، در صورتى كه حريص مىرود تا آنجا كه كسى نمىداند . او رضاى به نصيب و قسمت را چيزى بىارزشى مىپندارد در صورتى كه غير رضا ، كاسه‌اى تلختر از صبر است من بىتابى كردم و سرزنش ننمودم ، پس اگر من عاقل بودم خودم را به اندك از مال دنيا قانع مىكردم مردم نادان را خوش‌گذران پنداشته و خود را درگير دارايى و نادارى مىديدم