الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
453
حياة الإمام الهادي ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام هادى ع ) ( فارسي )
كه اين ميليونها در راه كمك به تودهها و نيازمنديهاى ايشان و يا تجهيز سپاهيان در جنگ با تركها و بيزانسىها صرف شود ، اين چنين احمقانه ريختوپاش مىكردند در حالى كه مردم در سختى و نكبت به سر مىبردند و عرق زحمت همواره از سر و صورتشان جارى بود و غم نوميدى و محروميت را مىخوردند و به خاطر آن كه متوكل و ديگران اموال ايشان را در راههاى بيهوده صرف مىكردند و با آنها كاخهاى عظيمى را مىساختند كه ميليونها پس از ميليونها در آنها خرج مىشد و اين كاخها بسان بارهايى بودند كه كاسهها و جامههاى شراب در آنجا دور مىزد و كيسههاى طلا و نقره پراكنده مىگشت . و نقل مىكنند كه روزى متوكل در كاخ بركوار - كه قبلا شرحش گذشت - مىگسارى كرد و آن اوقات ، زمان گل و رياحين نبود ، به نديمانش گفت : آيا مىتوانيد مجلس ما را با گلها تزيين كنيد و يا آن طورى كه فارس زبانها به آن « شاد كلاه » مىگويند ، محفل ما را بياراييد ؟ آنها در پاسخ گفتند : شاد كلاه بدون گل ممكن نيست و اكنون فصل گل نمىباشد ؟ متوكل گفت : عبيد اللّه بن يحيى را - كه يكى از وزرايش بود - نزد من بياوريد ، عبيد اللّه آمد . متوكل رو به عبيد اللّه كرد و گفت : بگو چند درهم براى من سكه بزنند كه هر درهمى به اندازهء دو حبّه طلا باشد . عبيد اللّه پرسيد : چند درهم لازم است يا امير المؤمنين ؟ متوكل گفت : پنجاه ميليون درهم ؟ عبيد اللّه دستور داد : پنجاه ميليون را فراهم كردند ، و به اطلاع متوكل رساند كه سكهها آماده شده است ، متوكل گفت : بخشى از آنها را به رنگ قرمز و بعضى را به رنگ زرد و قسمتى را به رنگ سياه درآوريد و بقيه را به همان حال بگذاريد ، عبيد اللّه ، طبق دستور عمل كرد ، آنگاه متوكل خدمتگزاران و اطرافيانش را كه هفتصد نفر بودند ، طلبيد و به آنها دستور داد كه هر كدام از ايشان قبا و كلاه نوى بر خلاف رنگ قبا و كلاه رفيقش تهيه كند و آنها نيز تهيه كردند ، سپس روزى را تعيين كرد كه باد مىوزيد و دستور داد كه خيمهاى بزنند كه چهل در داشته باشد و يك روز صبحانه را در آنجا صرف كرد در حالى كه نديمانش در اطراف او بودند و خدمتگزارانش لباسهاى جديد بر تن داشتند و متوكل دستور داد تمام آن پولها