الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

407

حياة الإمام الهادي ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام هادى ع ) ( فارسي )

أنسيت يوم غدير خم * أم جهلت به مقامه قد خصّه الرحمن * فيه بالامارة و الزعامة فى مبغضيه علامة * و عليك لا تخفى العلامة حدتم بها عن أهلها * فالى م بغيكم الى مه و تقمصتها معشر * لبسوا الخزاية للقيامة أ يضيع حقّ محمد * ما بين نثلة أو حمامه [ 1 ] « اى پسر ابو الجنوب ! لكهء ابر شرم و حيا در بيابان وجود تو گذر نكرده است ، تو دينت را به هدف رياست دنيوى ( در برابر فرمانروايى ) بر سرزمين يمامه فروخته‌اى . و پادشاهى را مدح گفته‌اى كه ( دين و دنيا از دست او در امان ) نيستند اگر تو انصاف داشتى ، بجز اهل بيت پيامبر ( ص ) به قدر ناخنى در آن ارث حق نداشتند . تو را حرص و طمع پست و بىارزش فريفته است و عاقبت طمع پشيمانى است . و تو بهترين خاندان را هجو گفته‌اى و براى ايشان هيچ كرامت و بزرگوارى قائل نشده‌اى ، در حالى كه قرآن در مديحت ايشان نازل شده ، پس تو چرا و براى چه انكار كرده‌اى ؟ ميراث پيامبر ( ص ) به فاسق و فاجر نمىرسد ، و ظلم و ستم ، داد خواهى را از بين نمىبرد . خلافت از آن كسانى نيست كه همواره دلبستهء جامهاى شرابند ، در حالى كه جدّ ايشان در جنگ بدر ، شمشيرش را بر ضد اسلام كشيد ، داماد - يعنى حضرت على ( ع ) - در مورد ارث نبوت و امامت از ديگران سزاوارتر است .

--> [ 1 ] الذّخائر : ص 81 - 83 .