الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
395
حياة الإمام الهادي ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام هادى ع ) ( فارسي )
رسيد يكى از اطرافيان وى گروهى از منجمان را طلبيد ، منجمان از او پرسيدند : چه مدتى خليفه بر تخت حكومت مىماند ؟ و چه مدتى در اين مقام به سر مىبرد ؟ يكى از شوخطبعان بلافاصله گفت : من مىدانم ، منجمان گفتند : بگو ببينيم . گفت : فرمان در دست تركهاست ، آنها هستند كه مدت حكومت و زنده ماندن خليفه را تعيين مىكنند ! از حاضران كسى نماند مگر آن كه خنده بر او مسلّط شد [ 1 ] . وقتى كه معتصم ، « اشناس » را استاندار كرد و به او اين اجازه را داد كه فرمانداران را از طرف خود تعيين كند و در منابر او را دعا كنند [ 2 ] ، در صورتى كه پيش از آن ، دعا بر سر منابر مخصوص خلفا بود . و در زمان حكومت « واثق » نيز « اشناس » استاندار بغداد شد و قدرت او تا انتهاى سرزمين مغرب گسترده شد و تمام امور اين خطّهها مربوط به او بود ؛ هر كس را مىخواست بدون مراجعه و مشورت « واثق » سر كار مىآورد ! و در تمام امور مملكتى جانشين خليفه بود و چند حمايل گوهر نشان به او عطا كرده بودند [ 3 ] . ناآگاهى تركها تركها هيچ گونه اطّلاعى از امور حكومتى و ادارى نداشتند ، و از امور سياسى و اقتصادى ناآگاه بودند ، و در تمام راه و رفتارشان نظير مردم بياباننشين بودند ، جاحظ دربارهء آنها مىگويد : « تركها چادرنشين و ساكن بيابانها و دامداران بودند ، در حقيقت آنها باديهنشينانى از عجم بودند . . . زيرا آنان به هيچ نوع از صنايع ، تجارت ، پزشكى ، كشاورزى ، معمارى ، درختكارى ، خانهسازى و ايجاد نهرهاى آب و جمعآورى محصول ، شاغل نبودند و هدفى جز جنگ و غارت و شكار و اسب سوارى ، سركوبى پهلوانان ، و به چنگ آوردن غنايم و فتح شهرها نداشتند و توجهشان به
--> [ 1 ] الفخرى : ص 181 . [ 2 ] النجوم الزّاهره : 2 / 229 . [ 3 ] تاريخ يعقوبى : 3 / 205 .