الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
387
حياة الإمام الهادي ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام هادى ع ) ( فارسي )
حكومت مستعين پس از وفات منتصر ، زمام حكومت را مستعين به دست گرفت ، و اين قضيه در روز يكشنبه پنجم ماه ربيع الآخر سال ( 248 ه ) اتفاق افتاد ، مستعين آلتى در دست تركها بود و او هيچ گونه نفوذ سياسى در اركان دولتى نداشت شاعرى در آن باره مىگويد : خليفة فى قفص * بين وصيف و بغا يقول ما قالا له * كما يقول الببغا . [ 1 ] « خليفهاى در ميان قفس ، ما بين وصيت و بغا - دو تن از درباريان ترك - هر چه آنها مىگويند ، او نيز مىگويد ، همان كارى را كه طوطى مىكند . » خليفه به گونهء طوطى در قفس در آمد ، كه هر چه هر كس به او مىگفت ، او بدون درك و فكر تكرار مىكرد ، و كارها در دست وصيف و بغا و ديگر تركها بود و هيچ گونه نفوذ و قدرتى براى او و براى افراد خانوادهاش نگذاشته بودند ، كه ما برخى از آنها را به اختصار مىآوريم : اسرافكارى و ولخرجى مستعين مردى اسرافكار و ولخرج بود ، تمام اندوختههاى خلفاى پيش از خود را از درهم و دينار ، فرش ، جواهر ، اسلحه و ابزار جنگى و ديگر اندوختههاى خزينه همه را پراكنده ساخت ، و بغاى بزرگ به وى اعتراض كرد و گفت : « يا امير المؤمنين ! اين خزانهها سرمايهء مسلمين است ، خلفاى پيش از تو براى پيشامدهاى ناگوار و غير مترقّبه در اسلام آنها را اندوخته كردهاند . » اما به وى توجهى نكرد و به اسراف و نابودسازى اموال دولت همچنان ادامه داد .