الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
368
حياة الإمام الهادي ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام هادى ع ) ( فارسي )
متوكل قصد تحقير امام را دارد ! آتش حسد ، قلب متوكل را مىسوزاند ، تمام راهها را براى پايين آوردن مقام امام عليه السّلام و كاستن از اهميت والاى آن حضرت در نظر مردم مىپيمود و تصميم داشت به هر وسيله كه شده او را خوار سازد ، از اين رو روزى خواست تا آن حضرت پياده راه برود و در مقابل او ، سوار بر مركب نشود ، تا مردم به او اعتنا نكنند . وزيرش گفت : اين كار را مكن زيرا او در نظر مردم محترم است و به تو بد خواهند گفت . متوكل نپذيرفت ، وزير دوباره پيشنهاد كرد كه دستور دهند تا سران سپاه و بزرگان و همه به همراه امام پياده بروند تا گمان نكنند كه او تنهاست ، متوكل قبول كرد و دستور داد تا همهء مردم در مقابل او حركت كنند و اين كار را كردند و در آن زمان هوا بسيار گرم بود . امام عليه السّلام در بين راه عرق از بدن مباركش جارى بود ، زراقه حاجب متوكل او را ديد ، با عجله خودش را رساند و امام را در دالانى كه آنجا بود ، نشاند و حولهاى برداشت ، عرق امام را پاك كرد و به اين وسيله خواست مقدارى از ناراحتيهاى قلبى امام را بكاهد ، عرض كرد : « پسر عمويت - متوكل - هدف تحقير شما را نداشت . » امام عليه السّلام نگاهى به او كرد و فرمود : « اين سخن را مگو » و اين آيه را تلاوت كرد : « . . . تَمَتَّعُوا فِي دارِكُمْ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ ذلِكَ وَعْدٌ غَيْرُ مَكْذُوبٍ » [ 1 ] . . . پس از اين سه روز ديگر در خانههايتان از زندگى بهره ببريد ، كه اين وعده دروغ نيست . زراقه مىگويد : معلّمى از شيعيان در خانهء ما بود ، و من با او زياد شوخى
--> [ 1 ] سورهء هود / 65 .