الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

359

حياة الإمام الهادي ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام هادى ع ) ( فارسي )

هجوم به خانهء امام بعضى از آن فرومايگانى كه براى خدا هيچ عظمتى قائل نبودند ، نزد متوكل از امام عليه السّلام سخن‌چينى كردند و گفتند كه نزد امام هادى عليه السّلام نوشته‌ها و اسلحه و اموالى وجود دارد ، و از يك قيام مسلحانه ، بر ضد حكومت او مطمئن نيستند متوكل ناراحت شد و در دل بيمناك گرديد و به گروهى از مأموران ترك دستور داد تا شبانه به منزل امام هجوم ببرند و او را غافلگير سازند بدين جهت ناگهان به خانهء آن حضرت يورش بردند و چون وارد شدند ديدند كه در اطاقى در بسته با پيراهنى از مو بر روى زمين نشسته و زير پايش ، جز شن و سنگريزه چيزى نيست [ 1 ] . او رو به قبله نشسته بود و اين آيه را تلاوت مىكرد : « أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ اجْتَرَحُوا السَّيِّئاتِ أَنْ نَجْعَلَهُمْ كَالَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَواءً مَحْياهُمْ وَ مَماتُهُمْ ساءَ ما يَحْكُمُونَ . » [ 2 ] « آيا آنان كه مرتكب كارهاى زشت و تبهكارى شده‌اند ، گمان مىبرند كه رتبهء آنها را مانند كسانى كه به خدا ايمان آورده و نيكوكارند قرار مىدهيم تا در مرگ و زندگانى با هم برابر باشند حكم آنها انديشهء باطل و جاهلانه است . » امام عليه السّلام را با همان حال گرفتند و نزد متوكل بردند [ 3 ] ، كه تجسّم‌بخش زهد انبيا و روحانيت پيامبران بود ، در حالى كه متوكل كنار سفرهء شراب نشسته مست و مخمور بود وقتى كه چشمش به امام افتاد ، جامى از شراب را به آن

--> [ 1 ] دائرة المعارف قرن بيستم : 6 / 437 . [ 2 ] سورهء جاثيه / 21 . [ 3 ] روضة الأعيان خطى .