الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
331
حياة الإمام الهادي ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام هادى ع ) ( فارسي )
اين فتوا اعتراض دارند و مىگويند : نه در سنّت آمده و نه در قرآن گفته شده است ! شما توضيح : دهيد كه چرا فرموديد اين شخص را بايد آن قدر بزنند تا بميرد ؟ امام عليه السّلام پس از بسم اللّه الرحمن الرحيم در پاسخ چنين نوشت : « فَلَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا قالُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَحْدَهُ وَ كَفَرْنا بِما كُنَّا بِهِ مُشْرِكِينَ ، فَلَمْ يَكُ يَنْفَعُهُمْ إِيمانُهُمْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا . » [ 1 ] « يعنى : آنگاه كه قهر و شدت عذاب ما را به چشم ديدند ، در آن حال گفتند : ما به خداى يكتا ايمان آورديم ، و به همهء بتهايى كه شريك خدا گرفته بوديم كافر شديم . اما ايمانشان پس از ديدن مرگ و مشاهدهء عذاب ما براى آنها هيچ سودى ندارد . » آنگاه متوكل ، مطابق فتواى امام عليه السّلام دستور داد ، آن مرد را بقدرى كتك زدند تا مرد ! بهترين شاعران كيست ؟ متوكل ، از على بن جهم پرسيد ، بهتر از همهء مردم چه كسى شعر مىسرود ؟ او بعضى از شعراى زمان جاهليت و روزگار اسلام را نام برد ، متوكل توجّهى نكرد و رو به امام هادى عليه السّلام كرد و همان پرسش را از امام نمود ، امام عليه السّلام فرمود : بهترين شاعر حمانى [ 2 ] است كه مىگويد :
--> [ 1 ] سورهء غافر / 83 - 84 . [ 2 ] ابو زكريا يحيى بن عبد الحميد بن عبد الرحمن الحمانى كوفى ، از كوفه به بغداد آمد و در آنجا از قول جمع كثيرى از جمله : سفيان بن عينيه ، ابو بكر بن عياش و وكيع ، حديث نقل مىكرد . خطيب در تاريخ بغداد شرح حال او را آورده است ، وى از يحيى بن معين