الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

328

حياة الإمام الهادي ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام هادى ع ) ( فارسي )

« فدايت شوم ، در همه جا و به هر نحو خواستند تا نور تو را خاموش كنند و تو را تحقير نمايند تا آنجا كه در اين كاروانسراى زشت و خرابه ( خان الصّعاليك ) جاى دادند . » امام عليه السّلام با نظر لطف و محبت به او نگريست و از ناراحتى و خشم او كاست و به او معجزه‌اى را نشان داد كه خداوند اولياء و انبيايش را چنان توانى داده است [ 1 ] ، ناراحتى صالح آرام گرفت و اندوهى كه بر دل داشت بر طرف شد . ملاقات امام با متوكل يحيى به نزد متوكل شتافت و او را از خوشرفتارى و پارسايى امام عليه السّلام مطّلع ساخت و به اطّلاع او رساند كه خانهء امام را بازرسى كرده و چيزى جز چند قرآن و كتاب دعا نيافته است ، و اين كه امام از تهمتهايى كه به او زده‌اند مبنى بر قيام در برابر حكومت متوكل مبرّاست ، و به اين ترتيب آن چه متوكل از خشم و ناراحتى از امام در دل داشت زدود ، و سپس دستور داد تا امام را نزد او بياورند ، وقتى كه امام عليه السّلام را در برابر خود ديد ، نهايت احترام و تكريم را كرد و صلهء فراوانى به او داد [ 2 ] . و دستور داد كه در سرّمن‌رأى بماند تا تحت نظر باشد . خريد منزل وقتى كه متوكل امام عليه السّلام را بر اقامت در سامرا مجبور كرد امام

--> [ 1 ] ارشاد : ص 376 . [ 2 ] مرآة الزمان : 9 / 553 .