الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
325
حياة الإمام الهادي ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام هادى ع ) ( فارسي )
باره اختيار با شماست ، و ما او را فرستاديم تا در خدمت شما باشد ، از خداوند خير و نيكى را مسألت نموده و با امير المؤمنين [ ! ] ديدار كنيد . و بدانيد كه هيچ كس از برادران ، فرزندان و اهل بيت و نزديكانش نزد او از شما گراميتر نيستند و آنان را بر شما مقدم نداشته و توجه بيشترى ندارد ، و نه به ايشان بيش از شما مهربانتر و خير خواهتر است و به كسى از آنها بيش از شما دلبستگى ندارد ، و درود و رحمت و بركات خدا بر شما باد . » اين نامه را ابراهيم بن عباس در ماه جمادى الآخر سال ( 243 ه ) نوشت . [ 1 ] نگرانى مردم مدينه متوكل به يحيى بن هرثمه دستور داد تا راهى مدينه شود ، تا اين كه امام عليه السّلام را از آنجا به سرّمنرأى بياورد ، و ضمنا از نسبتهايى كه به امام دادهاند دربارهء تصميم بر قيام در برابر سلطنت وى و شورش بر حكومتش ، اطلاعاتى كسب كند و نامهء خليفه را به امام عليه السّلام تسليم نمايد . يحيى راهى مدينه شد ، و هر چه سريعتر مسافت را مىپيمود و به چيزى توجه نداشت تا اين كه به مدينه رسيد ، وقتى كه مردم مدينه از هدف او اطلاع يافتند بسيار نگران و بيمناك شدند و از حملهء طاغوت نسبت به امام ترسيدند ، زيرا مردم مدينه امام عليه السّلام را فوق العاده دوست داشتند ، براى اين كه آن حضرت همواره در كنار مسجد رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - بود و دانشمندان آنجا را با علم و دانش خود بهرهمند مىساخت و به مستمندانشان احسان مىفرمود ، و هيچ علاقهاى به دنيا نداشت [ 2 ] . يحيى وقتى كه آن حالت را ديد شروع كرد به آرامش بخشيدن ترس و فرونشاندن بيم و هراس آنان و
--> [ 1 ] ارشاد : ص 375 - 376 . [ 2 ] مرآة الزّمان : 9 / 553 .