الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
31
حياة الإمام الهادي ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام هادى ع ) ( فارسي )
مىكرد خوشحال شد ، اين خصلت او و خصلت پدران و نياكان او بود . نبوغ زود رس امام هادى عليه السّلام در آغاز كودكيش از چنان هوشيارى و نبوغى برخوردار بود كه هوش از سر مىربود ، و عقول را حيران مىكرد . بيانى بسيار قوى و هوش فوق العاده و رسايى داشت كه راويان رويدادهاى زيادى از هوشيارى آن حضرت نقل كردهاند ، از جمله مىگويند ، وقتى كه معتصم نقشهء شهادت امام جواد عليه السّلام را طرح كرد ، فرمانى به عمر بن فرج داد و او را به مدينه فرستاد تا براى ابو الحسن امام هادى عليه السّلام كه آن روز از عمر شريفش شش سال و چند ماه گذشته بود ، آموزگارى انتخاب كند ، و تأكيد كرد كه آن معلّم به ناصبى بودن و گرايش نداشتن به اهل بيت عليهم السّلام معروف باشد تا كينهء اهل بيت را به او القا كند . وقتى كه عمر به مدينه رسيد و با والى مدينه ملاقات كرد و هدفش را از آمدن به مدينه ، به اطّلاع او رساند . والى و ديگران او را به نزد جنيدى راهنمايى كردند ، و او نسبت به علويان كينهء زيادى داشت عمر به دنبال او فرستاد و جريان را به او گفت و او پذيرفت . براى جنيدى ماهيانهاى تعيين كرد و به او دستور داد كه از آمدن شيعيان به نزد امام هادى و ارتباط با وى مانع شود ، جنيدى به آموزش امام شروع كرد ، جز اين كه از تيزهوشى امام ، سرگردان مانده بود ، روزى محمد بن جعفر ، جنيدى را ديد و از او پرسيد : « حال اين كودك - يعنى امام هادى - كه تو تربيت مىكنى چگونه است ؟ » جنيدى به او اعتراض كرد و گفت : - « آيا تو مىگويى : اين كودك ؟ ! ! نمىگويى ، اين پير ! تو را به خدا سوگند مىدهم بگو ، ببينم آيا در مدينه كسى را در علم و ادب آگاهتر از من سراغ دارى ؟ . . . »