الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
297
حياة الإمام الهادي ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام هادى ع ) ( فارسي )
3 - امام ابو الحسن عليه السّلام به على بن عمر قزوينى دربارهء فارس بن حاتم چنين نوشت : « بدانچه در دين خدا اعتقاد دارى ، معتقد باش كه باطن امور نزد ما مطابق همان است كه اظهار داشتيم و به تو خبر داديم ، در صورتى كه فارس - كه خدايش لعنت كند - حقى ندارد ، نسبت به شما جز اين كه در لعن كردن به او و دشمنى با او بكوشى و بيش از آن چه امكان دارد ، با او مخالفت ورزى ، من دستور نمىدهم كه اعتقاد به خدا به گونهء نادرستى صورت پذيرد . بنابراين بكوش ، هر چه بيشتر در لعن و رسواسازى او و بريدن دست او و جلوگيرى ياران ما از ارتباط با او و از بين بردن جريان او استوار باش ، و از طرف من آن را به مردم ابلاغ كن و از جانب ما به ايشان حكم كن و من در پيشگاه خدا از شما دربارهء اين مطلبى كه تأكيد دارم مؤاخذه مىكنم پس واى به كسى كه نافرمانى كند و انكار نمايد . اين نامه را به خط خودم در شب سه شنبه نهمين شب ماه ربيع الاول سال ( 250 ه ) نوشتم و بر خداوند توكل مىكنم و او را فراوان سپاس مىگويم » [ 1 ] . اين بود برخى از نامههاى امام هادى عليه السّلام كه دربارهء اين مرد بىدين و دشمن اسلام رسيده است . براستى كه وى مردى بدعتگذار و گمراه كنندهاى بود كه مردم را به انحراف از دين و مسخ چهرهء اسلام و تحريف آيات ، دعوت مىكرد . كه ما نظرات وى را آنجا كه راجع به عصر امام عليه السّلام سخن مىگوييم ، ذكر خواهيم كرد . به هر حال ، امام عليه السّلام به شيعيانش دستور داد تا اين انسان مسخ شده را بكشند به اين عبارت : « بنابراين هر كس كه ما را از دست او راحت كند و او را بكشد ، من در پيشگاه خداوند براى او بهشت را ضمانت مىكنم . » [ 2 ]
--> [ 1 ] « الغيبة » . [ 2 ] رجال كشى .