الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

28

حياة الإمام الهادي ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام هادى ع ) ( فارسي )

و الفلوات و الجبانات ، من الصّادرين ممّن يبدو باللّيل و ينتشر بالنّهار ، و بالعشىّ و الابكار ، و الغدوّ و الآصال ، و المريبين و الاسامرة و الأفاترة و الفراعنة ، و الأبالسة ، و من جنودهم و ازواجهم و عشائرهم ، و قبائلهم ، و من همزهم و لمزهم و نفئهم ، و وقاعهم ، و أخذهم ، و سحرهم و ضربهم و عبثهم ، و لمحهم ، و احتيالهم و من شرّ كلّ ذى شرّ من السّحرة و الغيلان و أمّ الصّبيان و ما ولدوا . . . و من شرّ كلّ ذى شرّ داخل و خارج ، و عارض و متعرّض ، و ساكن و متحرّك ، و ضربان عرق ، و صداع شقيقة و امّ ملدم و الحمّى ، و المثلّثة و الرّبع و الغبّ ، و النّافضة و الصّالبة و الدّاخلة و الخارجة ، و من شرّ كلّ دابّة أنت آخذ بناصيتها ، إنّك على صراط مستقيم ، اللّهمّ صلّ على محمّد و آل محمّد و سلّم كثيرا . . . » [ 1 ]

--> [ 1 ] به نام خداوند بخشندهء مهربان ، هيچ نيرو و توانى نيست بجز خداوند والاى بزرگ ، اى آفريدگار فرشتگان و روح ، انبيا و مرسلين ، و غالب بر تمام موجودات آسمانها و زمين ، و آفريدگار و مالك همه چيز ، ما را از ترس دشمن بازدار ، و هر كه از جن و انس به ما سوء قصد كند ، چشم و دلهايشان را كور كن و ميان ما و او مانع و حافظ و مدافعى قرار ده ، همانا تو پروردگار مايى ، هيچ نيرو و توانى جز نيرو و توان خداوند نيست ، بر او توكّل و بازگشت داريم ، او قادر داناست . بار خدايا ما را از شرّ هر بدى و از شرّ هر جنبنده‌اى كه در قبضهء قدرت توست ، بازدار ، و از شرّ هر آن چه شب و روز بر آن مىگذرد ، و از شرّ هر بدى و هر موجود شرور ، اى پروردگار جهانيان و خداوند رسولان ، بر محمد و تمامى خاندانش درود فرست و محمد و آلش را مخصوص كاملترين درود خود فرما . و هيچ نيرو و توانى بجز خداوند والاى بزرگ نيست ، به نام خدا و به وسيلهء او در امانم و به خدا پناه مىبرم و به خدا چنگ مىزنم و از خدا پناه مىجويم و به عزّت و قدرت خدا از اهريمنان انس و جن ، پياده و سواره و خزندگانشان ، از چشم‌داشت و مكر و شرّشان و شرّ آن چه در سايهء شب و روز از دور و نزديك آيند و از شرّ حاضر و غايب ، شاهد ، زائر ، زنده و مرده ، و از شرّ عام و خاص و از شرّ نفس خويش و وسوسه‌اش و از شرّ نوع خاص از جنّيان ( دناهش ) و از حس و لمس و لبس آنها و از چشم زخم جنّ و انس ، خويشتن را پاس مىدارم . و به آن نامى كه تخت بلقيس به خاطر آن در اهتزاز شد ، دين و جانم را و تمام آن چه