الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

221

حياة الإمام الهادي ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام هادى ع ) ( فارسي )

را نقل كرده و فرمود : « ابليس نزد حضرت نوح آمد و عرض كرد : تو به من حقّ بزرگى دارى بنابراين نصيحتى مىكنم ، نصيحت مرا بپذير كه من به تو خيانت نمىكنم ! حضرت نوح پرسش از او را گناه شمرد ، تا اين كه خداوند به نوح وحى كرد : از او بپرس ، نوح به ابليس گفت : نصيحتت را بگو ، ابليس گفت : وقتى كه من ببينم فرزند آدم تنگ نظر ، حريص ، حسود ، ستمگر و يا عجول است او را چون گويى - از ميدان مسابقه - مىربايم ، و هرگاه ببينم اين خو و خصلتها در او جمع است او را شيطان سركش و فريبنده مىنامم . حضرت نوح فرمود : آن نعمت و حقى كه دربارهء تو دارم چيست ؟ گفت : تو از خدا خواستى تا مردم را عذاب كند و آنان را دچار عذاب دوزخ كردى و من از دست آنها خلاص شدم ، و اگر نفرين نكرده بودى تا دنيا بود من درگير آنها بودم . » [ 1 ] امام عليه السّلام اين قصه را به ياران خود فرمود تا آنها از اين صفاتى كه باعث خوارى انسان مىشود و آنها را در پست‌ترين مراحل سقوط قرار مىدهد ، دورى كنند . حضرت موسى ( ع ) با خدا امام هادى عليه السّلام ، گفتگويى را كه بين موسى ( پيامبر خدا ) عليه السّلام با خداى متعال اتّفاق افتاده نقل مىكند : « حضرت موسى عرض كرد : خدايا ! پاداش كسى كه به خاطر شرم و حياى از تو ، خيانت نكند چيست ؟ خداى متعال فرمود : پاداش او در روز قيامت ايمنى از عذاب است . حضرت موسى ( ع ) عرض كرد : پاداش كسى كه اهل طاعت و عبادت تو را دوست بدارد چيست ؟ خداى متعال فرمود : بدن او را بر آتش دوزخ حرام گردانم .

--> [ 1 ] قصص الانبياء راوندى .