محمدجواد فضل الله ( مترجم : سيد محمد صادق عارف )

29

الامام الرضا ( ع ) تاريخ و دراسة ( تحليلى از زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي )

آنها روايت نفرموده است ، و اگر چنين بود اينها مىگفتند ، و بدان اشاره مىكردند ، و همين مؤيّد نظر ماست ، كه امام صادق عليه السّلام و ديگر امامان اهل بيت عليهم السّلام جز نزد پدر بزرگوار خود ، درس نخوانده‌اند ، و از كسى علم نياموخته‌اند . 2 عقيده ما دربارهء ائمّه عليهم السّلام آن چنان نيست ، كه برخى مىگويند : آنان غيب مىدانند ، و مستقلا صلاحيّت تشريع دارند ، بلكه باور ما اين است : كه آنان از جانب پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله مبلّغان و رسانندگان احكام و اسرار دينند كه بر امّت پوشيده مانده است ، و نگهبانان شريعت ، و دانايان به مسائل نظرى و احكام عملى آن هستند ، و ما اين معنا را مىتوانيم از حديث شريف نبوى ، كه ائمّه اهل حديث و سنّت ، از شيعه و سنّى ، آن را روايت كرده و صحيح دانسته‌اند دريابيم ، الفاظ حديث طبق مسند احمد بن حنبل چنين است ، كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله فرموده است : « إنّى أوشك أن ادعى فاجيب ، و إنّي تارك فيكم الثّقلين ، كتاب اللّه و عترتي ، كتاب اللّه حبل ممدود من السّماء إلى الأرض و عترتي أهل بيتى و إنّ اللّطيف الخبير ، أخبرني : انّهما لن يفترقا حتّى يردا علىّ الحوض فانظروا كيف تخلفوني فيهما . . . » يعنى : « من نزديك است دعوت پروردگار خود را اجابت كنم . دو چيز گرانقدر در ميان شما باقى مىگذارم ، كتاب خدا و خاندانم ، كتاب خدا ريسمانى است كه از آسمان به زمين كشيده شده است ، و خاندان من اهل بيت منند . و خداوند مهربان آگاه مرا خبر داده است ، كه اين دو از يكديگر جدا نخواهند شد ، تا در كنار حوض بر من وارد شوند ، بنگريد پس از من چگونه با آنها رفتار مىكنيد » . در صحيح ترمذى و نسايى است « يا ايّها النّاس انّي تركت فيكم ما إن اخذتم به لن تضلّوا : كتاب اللّه و عترتي أهل بيتى . . . » « 1 » يعنى : « اى مردم ! من در ميان شما باقى گذاشته‌ام

--> ( 1 ) - حديث ثقلين را بسيارى از سران و بزرگان حديث روايت كرده‌اند ، كه از آن جمله‌اند : ترمذى و نسايى از جابر ، و ترمذى از زيد بن ارقم ، و طبرانى از زيد بن ثابت ، و تقى هندى در كنز العمّال جلد 1 ص 144 آن را روايت كرده‌اند . احمد بن حنبل به دو طريق صحيح در مسند خود ج 5 ص 182 از زيد بن ثابت ، و نيز به دو طريق از ابى سعيد خدرى در مسند جلد 3 ص 17 - 26 آن را روايت كرده است . حاكم در مستدرك جلد 3 ص 783 آن را نقل كرده و گفته است ، اسناد اين حديث صحيح است جز اين