سيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : سپهرى )

12

الحياة السياسية للامام الحسن ( ع ) ( تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي )

منقرض شود ، و يا چه مسائلى سبب گرديد تا مسلمانان با اهل بيت پيامبر عليهم السّلام چنان برخوردى داشته باشند كه در تاريخ مشهور است ؛ البته در اين باره در كتاب‌هاى كلامى شيعه تا حدودى بحث شده است ، اما در كتب تاريخى بدان نپرداخته‌اند . به هر حال بايد در يك كلمه گفت كه براى پاسخ به پرسش « چرا » ، روى خوش نشان ندادند و از كنار مسائل به سادگى و با اغماض گذشتند ؛ شايد هم بنا به دلايلى كه فعلا از ديد ما پنهان است ، چنين چيزى برايشان اهميت نداشته است ، آن طور كه امروزه ما اهميت آن را به شدت احساس مىكنيم ، و يا از اهميت چندانى برخوردار نبوده است ؛ همين برايشان مهم بود كه حوادث تاريخى را يكى پس از ديگرى برشمارند و براى آيندگان - بدون كم كم‌وكاست ، همانطور كه به آنان رسيده - به ارث گذارند ، تا امروز ما به اين ميراث فرهنگى افتخار كنيم . اين جداى از سيره‌نويسان دربارى و مزدبگيران سلاطين است كه تنها به نقل وقايع اكتفا نكردند ، بلكه آن طور كه امرا و ملوك خواستند نوشتند و تنها يك سوى مسأله را ديدند ؛ اين تاريخ‌نگاران بىصلاحيت طورى تاريخ را به تصوير كشيدند كه بايد با كمال تأسف بگويم : آنچه تحت اين نام در اختيار ما قرار گرفت ، تنها و تنها تاريخ فرمانروايان و شاهانى است كه يكى پس از ديگرى بر اريكهء قدرت تكيه زدند ؛ از اين‌رو نمىتوان به صراحت حكم كرد كه اين قلم به دستان ، بىطرفانه و با كمال امانت‌دارى ، تصويرى حقيقى حتى از زندگانى همين فرمانروايان به دست داده باشند ، تا چه رسد به اين كه حقايق را آن طور كه بوده براى نسل‌هاى بعدى بيان كرده باشند ؛ شايد هم براى بيان حقايق ، آزادى نداشتند و عواملى موجب گرديد تا چنين شيوه‌اى را پيش گيرند كه فعلا بر ما پوشيده است . به قول مؤلف محترم ، چندان تعجب‌آور نيست اگر مىبينيم كه تاريخ‌نگار به امور پست و ناچيز مىپردازد و در وصف مجلس ميگسارى يا نديمان خليفه