السيد محمد الصدر ( مترجم : سيد حسن افتخارزاده )

9

تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي )

بياموزد . » تقوى مقدّمهء علم است ، نتيجهء خلوص در عبادت و عمل ، جريان چشمه‌هاى حكمت از قلب بر زبان انسان با اخلاص است ؛ كه فرمود : « ما أخلص عبد للّه عزّ و جلّ أربعين صباحا إلّا جرت ينابيع الحكمة من قلبه على لسانه . » « 7 » در معتقدات ارزشمند ، هر چند هدف نهايى شناخت و معرفت و تقرّب به خداوند است و هيچ موجود ارزشمندى در عرض خداوند نبايد به عنوان ارزش مستقل طرح شود ، امّا در سلسله ارزشهاى مستقل كه در مسير قرار مىگيرند و مقدّمه براى عمل نمىباشند ، شناخت حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - و ائمّهء معصومين است . استقلال بدان معنى كه پيامبر را به خاطر فهم دستوراتش نمىشناسيم ؛ و وجوب شناخت امام ، به خاطر آن نيست كه نيازهاى مادّى و معنوى ما را برآورده مىسازد . مثلا كسى كه در زمان امام صادق - عليه السلام - به سر مىبرد ، تمام نيازهاى خود را به وسيلهء آن حضرت بر طرف مىسازد ؛ هرگونه سؤال كه در دين و مذهب داشته باشد ، از آن حضرت مىپرسد ؛ و نه احتياج به حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - دارد ؛ و نه نيازى مثلا به حضرت سجّاد - عليه السلام - تا اينكه بخواهد به خاطر رفع آن نيازها آنان را شناسائى كند ؛ و نه به امامانى كه بعد از حضرت صادق - عليه السلام - مىآيند . در عين حال در روايات شيعى مىبينيم كه ائمّهء اطهار ، شيعيان خود را نسبت به معرفت همهء امامان حساس كرده و شناخت اوّلين معصوم تا آخرين معصوم را بر آنان واجب كرده‌اند . همچنين لزوم معرفت را مترتّب بر احتياج و نياز آنان نكرده ، در سلسله معرفتهاى مستقلّه ، سخن از شناخت آنان به ميان آورده‌اند . در روايات ما به معرفت همهء امامان موضوعيّت داده شده و موجب تكميل عقايد و كمال دين به حساب آورده شده و به اصطلاح جزء پرسشهاى شب اوّل قبر هر مؤمنى ، شناخت و اعتقاد به دوازده امام با تمام مشخّصات را لازم دانسته‌اند . و با اينكه اين نحوهء معرفت را حتّى نسبت به

--> ( 7 ) بحار الانوار 67 / 242 : هيچ بنده‌اى عملش را براى خداوند چهل روز خالص نمىگرداند ، مگر اينكه چشمه‌هاى حكمت از قلبش بر زبانش جارى مىشود .