محمد ابراهيم آيتى
64
تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )
فراهم شده بودند با رسيدن اين خبر پيش از آنكه « بنى قيس » از اين پيشامد با خبر شوند بىدرنگ راه مكّه را در پيش گرفتند ، امّا چون قبيلهء « هوازن » خبر يافتند ، در پى قريش شتافتند و پيش از آنكه وارد حرم شوند ، بر آنان تاختند و جنگ سختى ميان ايشان در گرفت تا شب رسيد و قريش وارد حرم شدند و « هوازن » دست از جنگ كشيدند ، سپس چند دفعه بىآنكه همه زير فرمان يك رئيس باشند ، ميان آنان نبرد روى داد ، و هر قبيلهاى از قريش و كنانه ، رئيسى از خودشان و نيز هر قبيلهاى از « قيس » رئيسى از خودشان داشتند . يعقوبى مىگويد : در ماه رجب كه نزد آنان ماه حرام بود و در آن خونريزى
--> - مكه . شمطه : به فتح اول و سكون دوم ، جائى است نزديك عكاظ . عكاظ : به ضم اول نام جائى است كه يكى از بازارهاى مهم عرب در آنجا تشكيل مىيافته است . عبلاء به فتح اول و سكون باء ، نام سنگ سفيدى است در پهلوى عكاظ . حريره : به ضم اول و فتح راء ، جائى است ميان أبواء و مكه نزديك نخله . سبب فجار اول ، بدرين معشر غفارى شد كه در بازار عكاظ فتنهاى برپا كرد . سبب فجار دوم مردى از « بنى جشم بن بكر بن هوازن » بود كه نيز در بازار عكاظ روباه ( ظاهرا اشتباه است و صحيح ميمون است . ر . ك . به : ايام العرب فى الجاهلية ص 325 . ضمنا در كتاب مزبور اين داستان سبب جنگ روز سوم از فجار اول محسوب شده است نه سبب فجار دوم . م . ) وى كشته شد و زد و خورد ميان كنانه و هوازن در گرفت و آن را « فجار قرد » و نيز « فجار رباح » گفتند . ( قرد به كسر قاف و رباح به ضم راء و تخفيف يا تشديد باء ، يعنى ميمون ) سبب فجار سوم زنى زيبا از بنى عامر بود كه در بازار عكاظ ، جوانان قريش و كنانه با وى سر به سر گذاشتند و جنگ ميان دو قبيله در گرفت ( در كتاب ايام العرب ، اين داستان سبب جنگ روز دوم از فجار اول محسوب شده است ص 324 نه سبب فجار سوم . م ) در « فجار قرد » عبد اللّه بن جدعان تيمى و در « فجار مرئه » حرب بن أميّه به ميانجيگرى برخاستند و كار به صلح انجاميد .